www.eslamibidgoli.ir

گروه: شعر و ادبیات (معرفی کتاب و یادی از برخی بزرگان)

نوسنده: سعید اسلامی بیدگلی

 

صفر: احمد شاملو

قصه نيستم که بگوئي

نغمه نيستم که بخواني

صدا نيستم که بشنوي

يا چيزي چنان که ببيني

يا چيزي چنان که بداني...

من درد ِ مشترک‌ام

مرا فرياد کن.

دوم مردادماه نهمین سال‌مرگ شاعر برجسته معاصر احمد شاملوست. از این رو این یادداشت را با بخشی از شعر ماندگاری از این عظمت کم نظیر ادبیات فارسی آغاز کردم و پس از این سایر بهانه‌های این یادداشت را ذکر خواهم کرد. پیش از این نیز حامد (که این روزها عجیب دلتنگ مهربانیهایش هستم) در یادداشتی تقدیمی به نیمکت درباره شاملو نوشته بود که می‌توانید از این‌جا بخوانید.

این یادداشت کمی طولانی‌ست و به بسیاری خواهد پرداخت، اما هر قسمت آن مستقل است و خواندن آن خالی از لطف نخواهد بود.

 

یک: درباره این یادداشت

التهاب روزهای پس از انتخابات و دل‌مشغولی و بی‌حوصلگی من باعث شد که مرگ برخی از بزرگان ادبیات معاصر ایران زمین در نیمکت کمرنگ باشد. در همین دوران راوی قصه‌های کودکی‌ام، مهدی آذریزدی، داستانسرای دوران پر شروشور نوجوانی‌ام، اسماعیل فصیح، و پیوند دهنده من با شعر معاصر، محمد حقوقی از میان‌مان رخت بربستند و من هر بار یاد آن‌همه لذتی افتادم که اینان به من هدیه کردند.

در یادداشت نیمکت بلورین هم یادی از کتاب ارزشمندی کردم که درباره ادبیات ایران است و حالا این تاخیر و فقدان محمد حقوقی، مهدی آذریزدی و اسماعیل فصیح مرا بر آن داشت تا بهانه‌ای برای نوشتن درباره این کتاب و این سه نوسنده و شاعر و جلال آریان روایتگر داستان‌های فصیح داشته باشم. اما یادی که از حقوقی، آذریزدی، فصیح و جلال آریان خواهد رفت از همان کتابی است که در "دو" معرفی خواهد شد.

 

دو: فرهنگ ادبیات فارسی (معرفی کتاب)

نویسنده: محمد شریفی

ویراستار: محمدرضا جعفری

ناشر: فرهنگ نشر نو و انتشارات معین

 

 

همان‌طور که پیش از این نیز ذکر کردم در یادداشت نیمکت بلورین از کتابی یاد کردم که از خواندنش (و در حقیقت تورقش) بسیار لذت بردم. محمد شریفی کتابی را جمع آوری کرده است تحت عنوان "فرهنگ ادبیات فارسی" که در آن نویسندگان، شاعران و ادیبان، خلاصه داستان‌ها قدیمی، مفاهیم ادبیات و ... به‌طور خلاصه معرفی شده است. این فرهنگ راهنمای ساده‌ایست برای رفع نیازهای آنی مشتاقان ادبیات که مجموعه‌ای از اطلاعات را به دور از کلی‌گویی و توضیحات مبهم در اختیار علاقه‌مندان قرار داده است. در این کتاب خلاصه بسیاری از داستان‌های معروف فارسی روایت شده است و حتی شخصیت‌های برخی داستان‌ها نیز از قلم نیافتاده‌اند. نکته بارز این کتاب عدم پیش قضاوت درباره افراد و داستان‌هاست. این کتاب خالی از ایراد نیست و نام برخی از بزرگان و شخصیت‌ها و آثار ادبی و ... از قلم افتاده است اما بی‌شک آغاز راه ارزشمندی است که با همکاری ادیبان و علاقه‌مندان می‌تواند به مجموعه‌ای بزرگ و بسیار ارزشمند تبدیل شود.

برای معرفی بیشتر این کتاب و ادای احترامی به محمد حقوقی، مهدی آذریزدی و اسماعیل فصیح در ادامه (بخش‌های 3، 4 و 5) آن‌چه در این کتاب درباره این بزرگان نوشته شده است را آورده‌ام و در بخش 6 هم روایت این کتاب از جلال آریان (راوی همه قصه‌های اسماعیل فصیح) را نقل کرده‌ام. جلال آریانی که اگر مرگ هفصیح به تاخیر می‌افتاد چه داستان‌ها از اتفاقات خرداد و تیر 1388 داشت و چه حیف که ...

پس، از این‌جا به بعد این یادداشت از کتاب فرهنگ ادبیات فارسی آورده شده است.

 

سه: محمد حقوقی

تولد: 1316 اصفهان

مرگ: 1388، اصفهان

 

 

تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش گذراند. در 1336 به تهران عزیمت کرد و وارد دانشسرای عالی شد. در 1340 پس از اخذ لیسانس در رشته ادبیات فارسی به استخدام آموزش و پرورش در آمد و برای اشتغال به دبیری به اصفهان رفت. در همین دوران آثار و اشعاری را در مطبوعات به چاپ رساند و نیز یکی از کسانی بود که در انتشار جنگ اصفهان سهم داشت. در 1349 بار دیگر راهی تهران شد و در مراکز آموزش عالی به تدریس پرداخت و در دهه 1350 در تألیف دو کتاب درسی برای سطوح راهنمایی و دبیرستان همکاری نمود. از اواخر 1363 تا اواخر 1364 را در سویس به سر برد. در 1381 «جایزه بیژن جلالی» را برای چهار دهه فعالیت در زمینه معرفی و نقد شعر دریافت کرد.

حقوقی با سابقه و معلوماتی که در ادبیات قدیم دارد، همواره قصیده‌پرداز و غزل‌سرایی توانا و زبردست بوده است. اشعار قدمایی او روشن و عمیق و اثرگذار است ولی شعرهای نو او غامض و دیریاب است. به نظر می‌رسد که به رغم شیفتگی‌اش نسبت به نوپردازی، تمایل زیادی به شعر قدمایی دارد.

·        دفترهای شعر: زوایا و مدارات (1348؛ اصفهان؛ 20 شعر منتخب از سروده‌های 1339 تا 1343)؛ فصلهای زمستانی (1348؛ اصفهان)؛ شرقی‌ها (1351)؛ گریزهای ناگزیر (1357)؛ با شب، با زخم، با گرگ (1357)؛ خروس هزار بال (1368)؛ شب، مانا، شب (1370)؛ دالانهای بلند عصر (1373؛ سروده‌های 1363 و 1364)؛ از بامداد نقره و خاکستر (1376؛ سروده‌های 1365 تا 1368)؛ از دل تا دلتا (1378)؛ سبدها (1378؛ گزیده‌ای از پانزده دفتر چاپ شده و چاپ نشده)؛ گنجشکها و گیلاسها (1381)؛ اندوهیادها (1381).

·        پژوهش‌های ادبی: شعر نو از آغاز تا امروز (1351؛ چاپ تجدید نظر شده 1371؛ دو جلد)؛ احمد شاملو: شعر احمد شاملو از آغاز تا امروز (1361)؛ سهراب سپهری؛ شهر سهراب سپهری از آغاز تا امروز (1371)؛ مهدی اخوان ثالث: شعر مهدی اخوان ثالث از آغاز تا امروز (1375)؛ فروغ فرخزاد: شعر فروغ فرخزاد از آغاز تا امروز؛ نیما یوشیج: شعر نیما یوشیج از آغاز تا امروز (1379).

·        گفتگوها: حد همین است (1381).

·        و چند اثر دیگر.

 

چهار: مهدی آذریزدی (نام قلمی مهدی آذر خرمشاهی)

تولد: 1301 یزد

مرگ: تیرماه 1388

 

 

اجدادش زردشتی بودند اما پدرش مردی خشکه مقدس بود و او را به مدرسه نفرستاد. مختصری خواندن و نوشتن از پدر فراگرفت و مدتی نیز درس عربی خواند. از کودکی به کار پرداخت و در هجده سالگی شاگرد کتابفروشی شد. از همان‌جا عشق به کتاب پیدا کرد و شعر نیز سرود. در حدود 1322 به تهران آمد و در چاپخانه علمی به کار پرداخت. از آن پس بسیار شغل عوض کرد اما بیشتر مشاغلش در ارتباط با کتاب و چاپ بود و سال‌ها در مؤسسه انتشارات امیر کبیر کار می‌کرد. با انگلیسی نیز آشنا بود و نثری سلیس و شیرین داشت. داستان‌هایش که برای اولین بار به زبانی ساده و شیوا برای کودکان نگاشته شده است بیشتر برگرفته از متون منظوم و منثور کهن و حاصل بسیارخوانی و احاطه او بر ادبیات داستانی فارسی است.

در 1344 برای قصه‌های مثنوی برنده عنوان نویسنده بهترین کتاب سال از سوی «شورای کتاب کودک» شد. در 1345 همین عنوان را برای قصه‌های قرآن کسب کرد و جایزه یونسکو نیز برای کتاب قصه‌های سندبادنامه و قابوسنامه نصیب او شد. در 1346 عنوان نویسنده بهترین کتاب سال بار دیگر از سوی «شورای کتاب کودک» برای بچه آدم بدو تعلق گرفت. در 1348 برنده «جایزه سلطنتی بهترین کتاب سال» شد.

·        داستان‌های کودکان: قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب (1336 تا 1363؛ هشت جلد) قصه‌های تازه از کتابهای کهن (1344 تا 1351؛ ده جلد)؛  قصه‌های ساده (1363)؛ و چند کتاب دیگر.

·        دفترهای شعر: شعر قند و عسل (1345)؛ هشت بهشت (1350).

·        منظومه‌ها: بابای من؛ نوروزنامه.

·        تذکره: تذکره شعرای معاصر ایران (جلد اول: 1333؛ جلد دوم: 1337؛ با همکاری عبدالغفار طهوری؛ این کتاب را به نام سید عبدالحمید خلخالی منتشر کرد).

پنج: اسماعیل فصیح (با نام مستعار اردشیر روشنگردر برخی ترجمه‌ها)

تولد: اسفند 1313، تهران

مرگ: تیرماه 1388، تهران

 

 

تحصیلات متوسطه را در تهران با دیپلم طبیعی در 1332 به اتمام رساند و بعد از چند سال کار، در 1335 برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و از کالج ایالتی مونتانا لیسانس شیمی گرفت. سپس با دختری اروپایی ازدواج کرد و طی همین دوره موفق به اخذ لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه مونتانا شد اما مرگ زودهنگام همسر که بعدها تأثیری مشهود بر آثار وی نهاد او را به ایران بازگرداند. در 1342 با معرفی‌نامه صادق چوبک به استخدام شرکت نفت درآمد و در هنرستان صنعتی شرکت نفت در اهواز شروع به کار کرد. برای ادامه تحصیل دوباره به آمریکا رفت و همزمان با انتشار اولین رمانش، شراب خام، در 1347 فوق لیسانس خود را در رشته زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه میشیگان گرفت و پس از بازگشت به ایران، به عنوان مدرس وارد دانشکده نفت آبادان شد. در 1359 با سمت استادیاری مجبور به بازنشستگی گردید. از آن پس گه‌گاه به تدریس در دوره‌های آموزشی شرکت نفت پرداخت و بیشتر وقت خود را به نوشتن گذراند. او داستان‌نویسی پرکار است. رمان‌هایش غالباً پرحادثه و پلیسی‌اند و وجوه تشابه بسیاری در آن‌ها به چشم می‌خورد. شخصیت اصلی بیشتر رمان‌ها و حتی بعضی از داستان‌های کوتاهش جلال آریان است که شباهت‌هایی با نویسنده دارد. در واقع فصیح خانواده‌ای داستانی آفریده و در هریک از آثار داستانی خود بخشی از تاریخچه این خانواده را ضمن داستان شرح داده است، به طوری که با کنار هم نهادن این توصیف‌ها می‌توان شرح حال کاملی از این خانواده به دست آورد (نگاه کنید به آریان، خانواده). جلال آریان همچون کارآگاهی غیرحرفه‌ای، در اکثر موارد به دنبال کسی و احیاناً کشف حقایقی درباره وی می‌گردد. محل وقوع داستان‌ها عمدتاً محلات قدیمی تهران، خصوصاً درخونگاه محل تولد فصیح است. به لحاظ مضمون پول و سکس و مرگ تقریباً از اجزای لاینفک داستان‌های اوست. در اغلب داستان‌ها، شخصیت اصلی یا یکی از شخصیتهای اصلی غایب است و این غیبت با توجه به خصوصیات آرمانی و ایده‌آل شخصیت مذکور، نمادی از غیبت معنویت و صمیمیت و راستی و درستی از زندگی خاکی دیگران است مردن یا کشف مرگ شخصیت آرمانی و ایده‌آل در پایان داستان‌ها بر این حقیقت صحه می‌گذارد. از سوی دیگر در هر یک از این داستان‌ها شخصیت مخالفی حضور دارد که مجموعه نسبتاً کاملی از انواع رذائل است. حوادثی چون تجاوز، جنایت، دزدی، مرگ‌های پی در پی، خودکشی و همچنین سرانجام‌های غم‌انگیز از جمله دیگر خصوصیات مشابه در داستان‌های اوست.

فصیح اصرار فراوان بر تشریح جزئیاتی از قبیل نام و فرمول داروها و مشخصات و عوارض بیماری‌ها و توضیح جزء به جزء آدرس‌ها دارد که البته در بعضی موارد دقیق و صحیح نیست.

·        سایر رمان‌ها: دل کور (1351)؛ داستان جاوید (1359)؛ ثریا در اغما (1362)؛ درد سیاوش (1364)؛ زمستان 62 (1366)؛ شهباز و جغدان (1369)؛ نامه‌ای به دنیا (1369)؛ فرار فروهر (1372، برنده نخست قلم زرین «جایزه ادیب گردون»)؛ باده کهن (1373)؛ اسیر زمان (1373)؛ پناه بر حافظ (1375)؛ طشت خون (1376)؛ کشته عشق (1376)؛ تراژدی/کمدی پارس (1377)؛ لاله برافروخت (1377)؛ بازگشت به درخونگاه (1377)؛ در انتظار (1379)؛ گردابی چنین هایل (1381)؛ عشق و مرگ (1383)؛ تلخکام (1386).

·        مجموعه داستان به هم پیوسته: خاک آشنا (1349).

·        مجموعه داستان‌ها: تولد، عشق، عقد، مرگ (1351)؛ دیدار در هند (1353)؛ عقد و داستانهای دیگر (1357)؛ نمادهای دشت مشوش (1369).

 

شش: جلال آریان (راوی بیشتر داستان‌های اسماعیل فصیح)

جلال آریان پسر ارباب حسن آریان از زن دومش پوری. برادر کوچکتر اسماعیل آریان و فرنگیس (آریان) و برادر بزرگتر یوسف آریان است.

شخصیت اصلی و راوی شراب خام؛ ثریا در اغما؛ درد سیاوش؛ زمستان 62؛ شهباز و جغدان؛ فرار فروهر؛ اسیر زمان؛ کشته عشق؛ تراژدی/کمدی پارس؛ نامه‌ای به دنیا؛ بازگشت به درخونگاه؛ در انتظار؛ گردابی چنین هایل؛ عشق و مرگ؛ تلخکام.

متولد 1313، مهندس و تحصیل‌کرده آمریکا است و در شرکت نفت کار می‌کند؛ در ابتدای همه داستان‌ها مجرد است و در بعضی از آن‌ها تا آخر عمر نیز مجرد می‌ماند؛ اولین ازدواجش با یک دختر اروپایی (نروژی) به نام آنابل (کمپبل) با مرگ زودهنگام وی سرانجامی غم‌انگیز می‌یابد؛ موقعیت و مناسبات خانوادگی‌اش در اغلب داستان‌ها مشابه است. وی همه جا فردی است پاک‌طینت و آماده برای کمک به دیگران و درگیر شدن در ماجراها و مشکلاتشان. این خصوصیت سبب می‌شود در بسیاری از موارد نقش کارآگاهی غیرحرفه‌ای را ایفا کند. شخصیتی زن‌پسند و رفتاری بی‌قید و کلبی‌مسلک دارد؛ گذشته از دردی مزمن در درون خود (احتمالاً به خاطر مرگ همسرش) از نظر جسمی نیز چندان سالم نیست. تقریباً همه جا، مستقیم یا غیر مستقیم در پی یافتن کسی است، یا به عبارت بهتر گمشده‌ای دارد. او غالباً نعش‌کش دیگر شخصیت‌های داستان است که در اغلب اوقات سرنوشتشان به مرگ منتهی می‌گردد. به‌جز در دو مورد، در همه داستان‌ها او مشغول خواندن کتاب یا نوشته‌ای است: در شراب خام؛ ده سیاهپوست کوچولو نوشته آگاتا کریستی؛ در ثریا در اغما، سگهای جنگ نوشته فردریک فورسایت؛ در درد سیاوش، بیگانه نوشته آلبر کامو؛ در زمستان 62، در انتظار گورد نوشته ساموئل بکت؛ در شهباز و جغدان، «مردی که آب می‌رفت» نوشته ؟؛  در نامه‌ای به دنیا، «عشق: کارنامه یک زندگی» نوشته ؟ و اشعار امیلی دیکنسون؛  در فرار فروهر، اتوبیوگرافی جعفر فروهر و سناریوی «اگر آب زیاد داغ باشد»؛ در اسیر زمان، طاعون نوشته آلبر کامو؛ در تراژدی/کمدی پارس، کمدی انسانی نوشته ویلیام سارویان؛ در بازگشت به درخونگاه، مسخ نوشته فرانتس کافکا؛ در در انتظار، پیرمرد و دریا نوشته ارنست همینگوی؛ در گردابی چنین هایل، روزگار سخت نوشته چارلز دیکنز؛ در تلخکام؛ طلوع و غروب آیین زرتشتی نوشته رابین سی. زینر. این کتاب‌ها و نوشته‌ها که خواندن‌شان به موازات داستان پیش می‌رود، به نوعی با داستان اصلی ارتباط دارد و شاید شالوده داستان را بتوان در آن‌ها یافت.

در شراب خام پس از لطمه‌ای که از مرگ همسر و مرده به دنیا آمدن فرزندش بر او وارد می‌آید، به ایران بازمی‌گردد و آرمان زندگی‌اش را در بهبود برادر کوچکترش یوسف آریان بازمی‌جوید.

در ثریا در اغما برای کمک به خواهرزاده‌اش که بر اثر سانحه‌ای در پاریس در اغما فرورفته است به این شهر می‌رود.

در درد سیاوش در پی یافتن خسرو ایمان دیوان لقا، شوهر خواهرزاده خود است که در جشن عروسی‌اش ناپدید شده است.

در زمستان 62 برای یافتن ادریس، پسر خدمتکار خود به اهواز می‌رود و در ضمن چند هفته‌ای در شرکت نفت تدریس می‌کند. در این سفر با بیوه‌زن ممنوع‌الخروجی ازدواج می‌کند تا او بتواند از کشور خارج شود.

در شهباز و جغدان برای گذراندن مرخصی استعلاجی عازم تهران است که با پروین روشن، دختر دوست قدیمی خود برخورد می‌کند و با هم به دنبال وی که مدتی است آن‌ها را بی‌خبر گذاشته است می‌گردند و در همین ضمن با یکدیگر ازدواج می‌کنند.

در فرار فروهر در پی یافتن جعفر فروهر، شوهر دوست خواهر خود است که از آسایشگاه روانی فرار کرده است.

در اسیر زمان به علی ویسی تعلق خاطر می‌یابد و با مادر بیوه او ازدواج می‌کند. در این داستان وی زندگی بعد از سی سالگی‌اش را مرور می‌کند و هر از گاهی اشاره‌ای به ماجراهایش در دیگر داستان‌ها دارد.

در نامه‌ای به دنیا به آنجلاگاسینسکی پناه می‌دهد و برای یافتن پسرش وارد عمل می‌شود و در این ضمن با یادآوری روابطی که سابقاً با هم داشته‌اند تصمیم می‌گیرد با او به آمریکا بازگردد.

در کشته عشق راجع به سرگذشت احمد عدنان مونسی کنجکاو می‌شود و پس از پرس و جو از این و آن، درمی‌یابد که چه فاجعه‌ای بر او گذشته است.

 در تراژدی/کمدی پارس به طور تصادفی با لیلا صالح ملاقات می‌کند و کمر به یاری او می‌بندد و دیری نمی‌گذرد که با هم ازدواج می‌کنند.

در بازگشت به درخونگاه برای سرگرفتن ازدواج خسرو (ایرانفر) با برادرزاده‌اش پادرمیانی می‌کند و در این میان به عمه خسرو علاقه‌مندمی‌شود.

در در انتظار برای کمک به دریاسالار اقبال پا پیش می‌گذارد.

در گردابی چنین هایل برای کمک به خداداد بهرامی وارد صحنه می‌شود.

در عشق و مرگ برای درس خواندن به آمریکا رفته است و پس از پایان تحصیلات با آنابل (کمپبل) ازدواج می‌کند و در ضمن به یک دوست مصدوم نیز کمکهایی می‌کند. زنش در حین زایمان از دنیا می‌رودو بچه هم مرده به دنیا می‌آید. او در پی این فاجعه به ایران بازمی‌گردد و از آن پس هم و غم خود را صرف برادر کوچکتر و بیمارش یوسف آریان می‌کند.

در تلخکام برای مأموریتی اداری به لندن می‌رود و در آنجا با پیرمرد زرتشتی رنج کشیده‌ای به نام جاوید فیروزپور دیدار می‌کند.

داستان «لحظه‌ها» (در خاک آشنا) روایتی از کودکی اوست از زبان خودش.

 

هفت: یاد

یاد احمد شاملو، محمد حقوقی، مهدی آذریزدی، اسماعیل فصیح و همه نویسندگان و شاعران ایران زمین گرامی و نامشان جاودان باد.