درباره احمد شاملو (بامداد)
|
عنوان: درباره احمد شاملو (بامداد) گروه: شعر و ادبیات نویسنده: حامد سلیمی مقدم تاریخ: 03/05/1386
|
|
سعید: دوم مردادماه سالمرگ احمد شاملوست. تصمیم داشتم مطلبی در مورد این شاعر بزرگ همروزگارمان بنویسم. اما بهتر دیدم این کار را به حامد سلیمی مقدم بسپارم که بیشتر از من با اشعار شاملو عجین است و قطعا در این باره زیباتر از من مینویسد. مطلب زیر به قلم اوست. با سپاس بیکران از حامد عزیز.
"بيگاهان
به غربت
به زماني كه خود در نرسيده بود-
چنين زاده شدم در بيشه جانوران و سنگ،
و قلبم
در خلا
تپيدن آغاز كرد.
زندگي شاملو داستان روح حساس و كنكاشگري است در واكنش به جهان معاصرش، جهان معاصرمان و سازنده و تغييردهنده بخشي از آن. از آن كودكانه و دزدانه گوش سپردن به آواي موسيقي همسايه و مسحور شدن در هنري كه ناآشنا مينمود، یا بيتابیاش براي خريد كتاب لغت با آن شيوه نامتعارف، يا جواني و طغيانش عليه نظم حاكم و سپرده شدن به جوخه اعدام، انتشار مقالات براي نشريات در دفاع از جنبش چپ ايران، با روحيه تلاشگرش و جمع آوري مکرر مطالب كتاب كوچه پس از بين رفتن آنها در بازداشتيهاي 32 و بار ديگر در جريان جدايي از همسرش، تا روح آفرينندهاش، مولد تحول جدي در ادبيات فارسي و مبدع بودنش در تاريخ ادبيات فارسي با "هواي تازه"، جريان سازترين كتاب شعر فارسي بعد ديوان حافظ. داستان مردي خستگي ناپذير و جسور و پاياني كه همه ميدانيم.
فرصت كوتاه بود
و سفر جانكاه
اما يگانه بود
و هيچ كم نداشت.
شاملو سه كار بزرگ در ادبيات فارسي انجام داد:
1- استحكام بخشيدن به ادبيات جديد فارسي با شعر سپيد؛
2- توان افزايي ادبيات فارسي با زنده كردن كلمات، ايجاد عبارات و افزايش ظرفيت زباني و تلاش براي حفظ زبان عامه؛
3- ايجاد تغييرات معني دار در محتوي شعر فارسي.
در دو مورد اول راجع به آثار شاملو مطالب زيادي يافت ميشود كه در اينجا پرداختن به آنها تنها تكرار خواهد بود و طرح مبحثي بيآنكه حق مطلب ادا گردد. اما در مورد سوم شايد به دليل اينكه محتواي اشعارش كمتر در مقايسه با شاعران ادوار گذشته و معاصر بررسي شده يا اينكه دغدغه منتقدين كمتر به سمت و سوي محتواي اشعارش رفته، كم توجهي شده است.
شعر فارسي حول مفاهيم متعددي چرخيده است. پند و اندرز، خدا، حيرت از پديدههاي جهان، عشق، ... و در شعر معاصر با گرفتن رنگ و بوي سياسي مفاهيمي مانند آزادي و عدالت نيز به آنها افزوده شده است.
اما چيزي كه شاملو به محتوي شعر فارسي با خلق آثاري غير قابل انكار افزوده است و حق است كه طرح اين مفاهيم جديد را، بي آنكه نسبت به سهم سايرين بيتوجه باشيم، به طور عمده به او نسبت دهيم، انسان است. انسان گرايي به طور عام و فرد گرايي به طور خاص.
قناری گفت: کُره ی ما
کرهی قفسها با میلههای زرین و چینهدان چینی
ماهی سرخِ سفرهی هفت سینش به محیطی تعبیر کرد
که هر بهار متبلور میشود.
* * *
کرکس گفت: سیارهی من
سیارهی بی همتایی که در آن مرگ مائده میآفریند.
* * *
کوسه گفت: زمین
سفرهی برکت خیزِ اقیانوسها.
* * *
انسان سخنی نگفت
تنها او بود که جامه به تن داشت
و آستین اش از اشک تر بود.
نامت سپيده دمي است كه بر پيشاني آسمان ميگذرد
-متبرك باد نام تو!-
و ما همچنان
دوره ميكنيم
شب را و روز را
هنوز را..."
یادش گرامی و نامش جاودان.
توضیح: در عکس احمد شاملو در کنار آیداست.

سعید اسلامی بیدگلی؛