نیاز (معرفی آلبوم سفید و سیاه)
|
آهنگساز: عمادالدین رام ساروی شعر: معینی کرمانشاهی بازخوانی: سید عبدالحسین مختاباد تنظیم: بهزاد خدارحمی در انحصار کانون فرهنگی نیداوود |
|
توضیح: پیش از نوشتن درباره این اثر باید ذکر کنم که این قطعه با اجازه دوست خوب و هنرمندم بهزاد خدارحمی که مسئولیت تنظیم مجدد اثر را بر عهده داشتهاند روی وبسایت (و وبلاگ) قرار داده شده است. از ایشان سپاسگزارم که همیشه به نیمکت لطف دارند.
پیش از این نیز بارها درباره آثار بازخوانی شده اشاراتی داشتهام. (برای مثال میتوانید یادداشتهای من درباره بهیاد آن گذشته و یا نوای اساتید را بخوانید.) سفید و سیاه هم از جمله آثار بازخوانی شده بر اساس ساختهها و خواندههای عماد رام (عمامالدین رام ساروی) است که با تنظیم مجدد هنرمند جوان، بهزاد خدارحمی، و با اجرای مجدد عبدالحسین مختاباد (که ایشان هم از سر اتفاق سارویست) به بازار عرضه شده است. شعرهای این مجموعه هم همچون مجموعه بهیاد آن گذشته، همه از آثار معینی کرمانشاهی، یکی از بهترین ترانهسراهای تاریخ موسیقی ایران، است.
عماد رام از شاگردان نورعلی خان برومند و از آهنگسازان مطرح پیش از انقلاب بود که آثار ماندگاری همچون "بهار من گذشته شاید" و "فرنگیس" را در کارنامه خود داشته است. جایگاه عماد رام در میان موسیقیدانان پیش از انقلاب بهگونهای بوده است که تلویزیون آن دوران، ارکستر سه نفرهای با حضور او، استاد فرامرز پایور و مرحوم استاد حسین تهرانی تشکیل داده بود. تخصص نوازندگی عماد رام در ساز فلوت بوده است. عماالدین رام ساوری پس از انقلاب، ایران عزیز را ترک کرد و در سال 1382 در آلمان دیده از جهان فرو بست.
آلبوم سفید و سیاه حاوی 7 قطعه سفید و سیاه، بوی بهار میدهد، بهار من گذشته شاید، از خانه تا میخانه، چشمان سبز، نیاز و شاهد غم است که البته قطعه شاهد غم یکبار هم بدون کلام اجرا شده است. بسیاری از این قطعهها علاوه بر اینکه توسط خود عماد رام اجرا شدهاند، با صدای خوانندگان ناماور آن روزگاران نیز اجرا شده بودهاند و از اینرو برای بسیاری از خوانندگان این وبلاگ آشنا هستند. از جمله قطعه زیبای بهار من گذشته شاید توسط ستار (عبدالحسین ستارپور) اجرا شده است و یکی از ماندگارترینهای موسیقی پاپ پیش از انقلاب است.
بیشتر آهنگهای این مجموعه تمی از غم دارد و با حال و هوای اینروزهای من عجیب همخوان است. قطعه انتخابی این یادداشت (که با مشورت و نظر بهزاد خدارحمی برگزیده شده) نیاز نام دارد که روایت غمگینی است از راز و نیاز با خدا:
نیازی اگر در جهان بودم از خدا، تو هستی
به پیش خدا نام هر که برم با دعا، تو هستی
* * *
وفا ز کسی با دلم تو بمان!
که دلنوازی!
ز روز ازل قسمتم شده این،
که نقش مرا روی فرش زمین،
چنین بسازی!
* * *
ز بس شده دلها جدا ز خدا
نمانده امیدی به دست دعا
کجا به که گویم که پنجه غم
شکسته به سینه صدای مرا؟
کسی نبیند در این دو منزل
از این جماعت دو یار یکدل
کجا به کجا؟
ز بس شده دلها جدا زخدا
نمانده امیدی به دست دعا
...
یاد عمادالدین رام ساروی و همه هنرمندان این سرزمین گرامی و جاودان باد.
قطعه زیبای نیاز را از اینجا داونلود کنید و لذت ببرید.
سعید اسلامی بیدگلی؛