گروه: متفرقه

 www.eslamibidgoli.ir

 

پی‌نوشت مناسبتی: 18 شهریور سال‌مرگ جلال آل احمد است. احمد شاملو درباره او نوشته است که:

قناعت وار ، تکیده بود.

باریک و بلند،

چون پیامی دشوار ، در لغتی.

با چشمانی از سوال و عسل

و رخساری برتافته،

از حقیقت و باد.

مردی با گردش آب.

مردی مختصر،

که خلاصه خود بود.

یادش گرامی

* * *

پيش از آغاز سخن اداي احترام مي‌كنم به همه ورزشكاران كاروان المپيك و به‌خصوص هادي ساعي و مراد محمدي.

. . .

زماني که مايکل فلپس پنجمين طلاي خود را از مسئولين برگزاري المپيک دريافت مي‌کرد به تنهايي از تمام طول تاريخ ورزش ايران (با همه ورزشکاران و جهان‌پهلوان‌ها و مديران ارزش‌مدارش) بيشتر مدال طلا گرفته بود. البته اکنون مجموع مدال‌هاي طلاي اين نابغه آمريکايي به 14 رسيده است. تا قبل از اين دوره بدترين رتبه تاريخ ايران در المپيك چهل و سوم بوده است كه در مسابقات 1996 آتلانتا به دست آمد. بنابراين بي‌شك اين دوره از همه دوره‌ها بدتر بوده است و ركورد آتلانتا را شكسته است.

البته برخي از مديران نيز نتايج ايران را نامطلوب نپنداشته‌اند كه براي آنان تنها خواندن پاراگراف فوق بيدار كننده خواهد بود -اگر خود را به خواب نزده باشند. برخي ديگر از مديران ورزش ايران نيز يا سکوت اختيار کرده‌اند و يا ناجوانمردانه پيکان حملات را به سوي ورزشکاران نشانه رفته‌اند که کم‌کاري کرده‌اند و يا ارزش مدال المپيک را نمي‌دانند. مشکل است که اين بهانه‌هاي تکراري را که اين روزها زياد از زبان مسئولان کشور شنيده مي‌شود، باور کنيم؛ تازه اگر چنين ايراداتي هم وارد باشد چيزي از مسئوليت سرمداران ورزش ايران نمي‌کاهد؛ چرا که آمادگي روحي و تفهيم اهميت المپيک نيز از جمله وظايف تيم مسئول بوده است.

از نگاه من آن‌چه مسلم است اين که کاروان ورزش ايران سرافکنده و شرمسار است و البته اين شرمساري بيش از آن‌که متوجه جوانان ورزشکار اين سرزمين باشد متوجه مديراني است که در طي سال‌هاي گذشته جز نمايش کارهاي نشده کار ديگري نکرده‌اند. مديراني که به‌جاي توجه به مسايل عميق ورزشي به فکر عرضه اعداد و رقم ورزشگاه‌هاي در حال ساخت بوده‌اند. مديران ورزشي نمي‌دانستند که عرصه ورزش همچون بسياري ديگر از عرصه‌ها نيست که عواقب تصميمات غلط خود را به گذشتگان پاس دهند و يا با اعداد و ارقام واهي مردم را چشم‌انتظار تغييراتِ تا ابد در راه قرار دهند.

اگر چه ساير حوزه‌هاي فعاليت مديران نيز داراي علائم و شاخص‌هايي براي ارزيابي عملکردشان مي‌باشند؛ اما حکايت ورزش ديگر است؛ حساسيت جامعه روي آن بيشتر است، حجم زيادي از اخبار از طريق روزنامه‌هاي متعدد و برنامه‌هاي مختلف صدا و سيما منتشر مي‌شود و تحليل نتايج و آثار آن نيز نياز به تخصص پيچيده‌اي ندارد. از اين‌رو نتايج يک برنامه‌ريزي و مديريت خوب مشخص مي‌شود و با توجه به حساسيتي که در جامعه وجود دارد عکس‌العمل نشان داده مي‌شود. (آن‌چه البته به جايي نرسد فرياد است.) نکته ديگري هم در مورد ورزش هست که بيان آن لرزه بيشتري به اندام مي‌اندازد و آن اين‌که مسئولين کشوري نمي‌توانند با ارائه اعداد و ارقام واهي و غير واقعي يا ساختگي وضعيت مطلوبي براي کشور ترسيم کنند و همه کشورهاي ديگر جهان را در حال پس افتادن از ايران نمايش دهند. نمي‌شود گفت که منتقدان غرض دارند و ما در اصل 10 طلا کسب کرده‌ايم و رتبه پنجم را داريم و تا پايان برنامه پنج ساله قطعا جزو سه کشور اول خواهيم بود. نمي‌توان گفت که  رتبه 51 ايران دروغ است و اعلام آن اهداف سياسي دارد و مي‌خواهند دولت عدالت‌محور را ناکارآ نشان دهند و . . .

درست به همين دلايل است که تحليل علل شکست و سرافکندگي ايران در ميدان المپيک از ديد مديريتي اهميت پيدا مي‌کند؛ زيرا اين بيم وجود دارد که با همه هشدارهايي که داده مي‌شود در ساير عرصه‌ها نيز همچون ورزش روند نامطلوبي را طي کنيم اما حساسيت‌هاي کمتر مانع بازخور مناسب و به موقع سيستم شود و روزي بفهميم که . . .

آن‌چه مسلم است اين‌که نتايج کاروان ورزشي ايران در المپيک حاصل مستقيم برنامه‌ريزي سازمان ورزش است و سه سال فرصت کمي نبوده تا برخي از کاستي‌ها رفع شود. مديريتي که به جاي برنامه‌ريزي زير بنايي و بلندمدت به فکر کارهاي عوام‌پسندانه است و در همه چيز به دنبال مقصر مي‌گردد، مديريتي که به ‌جاي نقشه فرهنگي-ورزشي کشيدن به ريش بازکنان گير مي‌دهد (البته اين عمل نشانه نوع تفکر مسئولان است) حالا بايد چشم باز کند و ببيند که نتايج کاروان ايران چقدر زشت‌تر از ريش بازيکنان فوتبال است.

اي کاش اقتصاد و سياست خارجي و ساير عرصه‌ها هم يک المپيک داشت که در آن جايگاه ايران به‌طور قابل فهمي براي همه مردم نمايان مي‌شد و ديگر نمي‌شد دروغ گفت.

اي کاش اما دريغ. . .

                                                                        www.eslamibidgli.ir