در انتظار خوبيها (و اداي احترامي به فريدون شهبازيان)
گروه: موسيقي
چه روزها كه يك به يك غروب شد نيامدي چه اشكها كه در گلو رسوب شد نيامدي
خليل آتشين سخن! تبر به دوش بت شكن! خداي ما دوباره سنگ و چوب شد؛ نيامدي
براي ما كه خستهايم و دلشكستهايم نه براي عدهاي ولي چه خوب شد نيامدي
تمام طول هفته را در انتظار جمعهام دوباره صبح، ...ظهر،... نه غروب شد نيامدي
سال گذشته هم قصد داشتم درباره انتظار و مفاهيم آن بنويسم كه نشد. امسال هم كوتاهي و كاهلي دامنگير شد و حالا آنقدر زمان تنگ است كه نميشود حق مطلب را ادا كرد. اما قصد كردم كه مطلب پر لذتي را براي عيدي اين روز عزيز بگذارم؛ شايد اداي دين كوچكي باشد به مواهب اين روز بزرگ. از اين فرصت استفاده كردم تا به يكي از بزرگترين آهنگسازان موسيقي ايران هم اداي احترام كنم.
در مورد انتظار و زيباييهاي آن، بسيار نوشته و خوانده شده گوياتر از زبان من گنگ (اين تعبيري است از قيصر امينپور). بخش بزرگي از زيباترين شعرهاي ادبيات فارسي در باب همين مفهوم است و شايد بعد از عشق از مهمترين مفاهيم ادبيات فارسي باشد. در موسيقي هم (بهخصوص در سالهاي اخير) كارهاي ماندگاري شده كه بيشك مجموعه نيلوفرانه 1 ساخته عباس خوشدل و با صداي عليرضا افتخاري كه روي اشعار ساده و دوستداشتني قيصر امينپور خوانده شده يكي از بهترين اين مجموعههاست. اما كارهاي جداگانهاي هم در همين راستا ساخته شده كه در زير دو قطعه از اينگونه انتخاب كردهام كه اتفاقا هر دو از ساختههاي استاد فريدون شهبازيان است. شهبازيان سالهاست كه مشغول آهنگسازيست و زحمات فوقالعادهاي كشيده و آثار جاودانهاي خلق كرده كه با خاطره نسلها گره خورده. دوست دارم جداگانه درباره اين آهنگساز بزرگ سرزمينمان بنويسم اما فعلا همين بس كه قطعه ماندگار "گل گلدون من شكسته در باد" از ساختههاي اين هنرمند ارزنده است. اگر شهبازيان تنها همان يك قطعه را ساخته بود، باز هم شايسته احترام بود.
از فريدون شهبازيان سپاسگزارم كه اينهمه لذت به من هديه كرد و بيشتر از او سپاسگزارم كه چه بزرگوارانه اجازه داد اين دو قطعه بسيار زيبا را با خوانندگان اين وبلاگ به اشتراك بگذارم. همچنين از هنرمند عزيز بهزاد خدارحمي هم سپاسگزارم كه شرايط برقراري ارتباط با اين استاد بزرگ را فراهم كردند.
قطعه اول هديهايست كه از پيش نيز قصد داشتم براي روز نيمه شعبان در سايت بگذارم؛ "بوي تنهايي" از آلبوم "شب دلتنگي" با صداي "حسين زمان" و شعري از "اكبر آزاد".
شب دلتنگي آلبوم زيبايي بود كه شادمهر عقيلي، محمدرضا عقيلي، دكتر محمدرضا چراغعلي و زندهياد بابك بيات در آن آهنگ ساخته بودند و بوي تنهايي تنها آهنگ ساخته فريدون شهبازيان بود كه فواد حجازي زحمت تنظيم آن را بر عهده داشت. حسين زمان در كشاكش بازيهاي سياسي و پيوستن به جبهه مشاركت كمكم از صف خوانندگان مورد علاقه صدا و سيما حذف شد و پس از آن نيز هيچگاه اثري در حد "شب دلتنگي" ارائه نكرد.
"بوي تنهايي" از آن دسته آهنگهايي نيست كه به دليل كم بودن كلام بارها تكهاي از شعر را بازخواني كنند. شروع و پايان بسيار زيباي آهنگ از خصوصيات اصلي اين قطعه زيباست كه مطمئنم از آن لذت خواهيد برد:
خاليه سفره زمين دست سخاوت تو کو
زخميه شونه هاي عشق مرهم رحمت تو کو
سنگينه پلک لحظهها نبض زمين نميزنه
قلب قنارياي عشق بي تو يقين نميزنه
من از عبور جمعهها از بوي تنهايي پرم
زير سفال سقف شب ثانيهها رو ميشمرم
کجا تو موندگار شدي که روز ما سيا شده
دست دعاي من ديگه از آسمون جدا شده
يه شب ميايي از سفر باغ پر برگ و بر ميشه
ستاره هاي شيشهاي ميشکنه و سحر ميشه
مزرعه شرقيمونو هجومي از ملخ زده
شعله خورشيدي بزن تو قلبايي که يخ زده
اسب بهارو زين بکن تا باغچمون جون بگيره
روي غبار جادهها شرشر بارون بگيره
خاليه سفره زمين دست سخاوت تو کو
زخميه شونههاي عشق مرهم رحمت تو کو
قطعه "بوي تنهايي" را از اينجا داونلود كنيد و لذت ببريد.
راستش قصد داشتم يك قطعه براي عيدي اين روز بگذارم اما فروغ رئوفي دوست خوب من و شاعر عزيز همروزگارمان قطعه بسيار زيباي ديگري را پيشنهاد كرد. خوانندگان نيمكت ميدانند كه فروغ تا چه حد به نيمكت لطف كرده و حالا اجابت اين خواسته، تشكر حقيريست از آنهمه لطف كه انتهايش، زيبايي شعرهاي اوست. پس قطعه دوم را وامدار او هستيم.
ميدانم كه بسياري از شما قطعه دوم را شنيدهايد و با من هم عقيدهايد كه يكي از بهترين كارهاي اركسترال موسيقي ماست؛ قطعه "شبانگاهان" با صداي "عبدالحسين مختاباد" از آلبوم "بوي گل" و با شعر زيبايي از "ساعد باقري". مختاباد كه با آهنگ "تمناي وصال" به شهرت رسيده بود با اين آهنگ از صبح تا شام در صدا و سيما بود. شاهكار فريدون شهبازيان آنقدر زيبا بود كه هيچكس از شنيدن چندباره آن احساس خستگي نكند. ملودي و تنظيم بسيار زيباي اين آهنگ جداً منحصر بهفرد است. كليپي كه چندي بعد بهرز افخمي روي اين آهنگ ساخت، اين قطعه را با مفهوم انتظار گره زد. لينك داونلود اين قطعه از سايت تبيان در اختيار قرار داده شده است.
در ماندگاري اثر نميتوان از شعر زيباي ساعد باقري هم گذاشت. (اين قطعه را از انتهاي يادداشت داونلود كنيد):
شبانگاهان تا حريم فلک چون زبانه کشد سوز آوازم
شرر ريزد بي امان به دل ساکنان فلک ناله سازم
دل شيدا حلقه را شکند تا برآيد و راه سفر گيرد
مگر يک دم گرم و شعله فشان تا به بام جهان بال و پر گيرد
خوشا اي دل بال و پر زدنت، شعلهور شدنت در شبانگاهي
به بزم غم ديدگان تري جان پرشرري شعله آهي
بيا ساقي تا به دست طلب گيرم از کف تو جام پي در پي
به داد دل، اي قرار دلم، نوبهار دلم، مي رسي پس کي؟
چو آن ابر نو بهارم من
به دل شور گريه دارم من
مي توانم آيا نبارم من؟
نه تنها ازمن قرار دل ميربايد اين شور شيداي
جهاني را ديدهام يکسر غرق درياي ناشکيبايي
بيا در جام مشتاقان گل افشان کن، گل افشان کن
به روي خود شب مارا چراغان کن، چراغان کن
چو آن ابر نوبهارم من
به دل شور گريه دارم من
مي توانم آيا نبارم من؟
قطعه "شبانگاهان" را از اينجا داونلود كنيد و لذت ببريد. (اين قطعه از سايت تبيان داونلود خواهد شد)
اميدوارم از اين هدايا لذت ببريد.
سعید اسلامی بیدگلی؛