عنوان:عاشق (به مناسبت روز جهاني مبارزه با مواد مخدر)
گروه: شعر و ادبيات
اعتياد همچنان گريبانگير جامعه ماست و تنها تمهيدي كه در راه مبارزه با مواد مخدر در پيش گرفته شده همان است كه براي اقتصاد بهكار ميرود؛ آمارسازي. مسئولان مبارزه با مواد مخدر چنان از پيروزيهاي خود دم ميزنند كه انگار نه انگار كه در يكي از آلودهترين سرزمينهاي جهان زندگي ميكنيم. ششم تيرماه روز جهاني مبارزه با مواد مخدر است. من سال گذشته هم يادداشتي در اين باب داشتم و آن گزارش دردناك را از آرزو نوشتم.
امسال اما يك داستان كوتاه نوشتهام به نام عاشق:
نماي اول:
- وحيد بايد بين خانوادش و اين دختره يكي رو انتخاب كنه!
- بابا تو هنوز اونو نشناختي؟ وحيد به خاطر چيزي كه دوست داره همه چيزشو ميده!
نماي دوم:
- وحيد من ديگه نميتونم تو اين آشغالدوني زندگي كنم. يا اين كثافتو بذار كنار يا منو!
- به خدا دوسِت دارم! اسير شدم. تو بايد كمكم كني!
- من ديگه چه كمكي بكنم؟ كم باهات ساختم؟ آخه اين آشغال چيه كه اينجوري بهش چسبيدي؟ يه نيگا به خودت بنداز! من ديگه ادامه نميدم. تو داري منم داغون ميكني!
- نرو! به خدا ميذارمش كنار!
- نميتوني بدبخت!
- ميتونم. به خاطر تو ميذارمش كنار! تو وحيدو نميشناسي؛ وحيد به خاطر چيزي كه دوست داره همه چيزشو ميده!
نماي سوم:
- يه كم بيشتر بده نامرد! اينكه به جاييم نميرسه! يه بار بزنم تمومه!
- برو گمشو! همينم زيادته! بيشتر ميخواي پول بيار!
- ندارم بيمعرفت! ندارم!
- پس بذار زنت يه شب بيشتر بمونه!!!...
وحيد به خاطر چيزي كه دوست داره همه چيزشو ميده!
سعید اسلامی بیدگلی؛