سربازی؛ کار اجباری بدون دستمزد کافی
توضیح: روزنامه دنیای اقتصاد در ویژهنامه آخر هفته خود به مسأله سربازی پرداخته است. یادداشت من هم با اندکی تغییر در این ویژهنامه منتشر شده است. اصل یادداشت در زیر آمده است. ضمناً دیگران هم از منظرهای مختلف به این موضوع نگاه کردهاند. در پایان یادداشت لینک مطلب در سایت دنیای اقتصاد بارگزاری شده است.

مقدمه
حادثه غمانگیزی که برای سربازان هممیهنمان رخ داد، بار دیگر مسأله کارایی دوران خدمت سربازی و طرحهای جایگزین آن را به صدر اخبار و تحلیلها (بهخصوص در شبکههای اجتماعی) کشانده است. یادگیری مهارتهای نظامی، تمرین فرمانپذیری، عادت به سختیها و ... همه جزء دلایلی است که برای دوران خدمت اجباری سربازی ذکر میشود. دلایلی همچون تأخیر ورود نیروی کار به بازار هم ممکن است موردتوجه سیاستگذاران باشد. اما از منظر اقتصاد استفاده از نیروی کار ارزان یکی از مهمترین این دلایل است. اما استفاده از نیروی ارزانقیمت که با حقوق و امکاناتی بسیار اندک و بهطور اجباری به خدمت گرفته میشود، عواقبی هم بهدنبال دارد که در این یادداشت کوتاه مورداشاره قرار گرفته است. طرحهای مطرحشده طی سالهای گذشته و راهکارهایی مثل امریه و نخبگان و ... نشان میدهد که بسیاری از مسئولین امر خود بر ناکاراییهای دوران خدمت و تأثیر نامطلوب آن بر زندگی افراد واقف هستند و بهدنبال مفری برای کاهش این ناکاراییها (حداقل در مورد نیروهای بااستعداد و تحصیلکرده) هستند. اما چرا همه این تلاشها به نتیجه منجر نمیشود؟
نقائص و ناکاراییها
ضرورت تقویت نیرویهای نظامی و افزایش توان دفاعی بر هیچکس پوشده نیست و همین مسأله موجب شده که دوران خدمت سربازی از دیرباز در کشور وجود داشته باشد و نهتنها ایران بلکه بسیاری دیگر از کشورها هم در آموزش شهروندان عادی در زمینههای نظامی بودهاند. اما قطعا تردیدی وجود ندارد که همه دوره کموبیش دوساله خدمت سربازی به آموزشهای نظامی (و حتی عقیدتی) اختصاص نمییابد و سربازان بسیاری در سراسر کشور به امور مختلف از امور اداری و نگهباری گرفته تا بعضاً کارهای تخصصی به کار گرفته میشوند. این سربازان عملاً نیروهای کار ارزانقیمتی هستند که برای مدت طولانی در اختیار نهادهای نظامی و انتظامی قرار میگیرند. دو پیآمد ساده استفاده از نیروی ارزان یکی عدمحرکت به سمت تجهیزات نظامی و سیستمهای با تکنولوژی بالا و سرمایهبر و دیگری عدماستفاده بهینه از نیروی فراوان و ارزان است. بزرگ شدن تشکیلات نیروهای نظامی به همین دو دلیل ایجاد میشود. بهعلاوه بهدلیل اجباری بودن این دوره و همچنین دستمزدهای پایین سربازان، این نیروها از انگیزه کافی برای خدمت برخوردار نیستند. این آسیبها موجب شده که بسیاری از مشمولین به فکر فرار از خدمت، مهاجرت یا ادامه تحصیل غیرضروری و ... بیفتند که این خود آسیبهایی بسیار جدی به اجتماع و بازار کار در ایران زده است که موضوع از حوصله این یادداشت خارج است. از اینرو بسیاری از کشورهای توسعهیافته این مشکل را حل کردهاند و برای اهداف نظامی خود به سمت نیروهای نظامی آموزشدیده حرفهای حرکت کردهاند.
راهکارهای ناکامل و مشکلات پیشرو
طی سالهای گذشته تلاش شده است که با ارائه طرحهایی بتوانند استفاده بهینهتری از نیروهای سرباز داشته باشند. طرح امریه، تعریف پروژه برای فارغالتحصیلان مقاطع تحصیلات تکمیلی و این اواخر فروش خدمت سربازی از جمله همین راهکارهاست. باید توجه داشت که عمده راهحلهای پیشنهادی تنها محدود به حل مشکل عده معدودی است و مسأله ناکارایی دوران خدمت سربازی بهطور کلی همچنان باقی خواهد ماند.
البته تردیدی وجود ندارد که مشکلاتی در این زمینه وجود دارد. از یکطرف مسایل اجتماعی (مثل رعایت عدالت) راهحلها را محدود میکند و از طرف دیگر بزرگ شدن بدنه نیروهای نظامی و انتظامی که از سربازان (با هزینه بسیار اندک) استفاده میکردند، اکنون آمادگی ندارد تا تعداد زیادی از این نیروها را از دست بدهد و بهجای آن از نیروی کار گرانقیمت استفاده کند. مشکلات حقوقی و قانونی هم که چاهِ پیشِ راهِ همه مسائل ایران است.
کلیدهای حل مشکل
بعید است که بتوان در یادداشتی به این کوتاهی راهحل نهایی این معضل را ارائه کرد. از اینرو در این مجال تنها به چند مفهوم کلیدی اشاره میشود که باید به آنها توجه کرد.
طول دوره خدمت سربازی از جمله مهمترین متغیرهایی است که باعث تغییر کارایی و میزان نارضایتی افراد میشود. هیچ راهحلی نمیتواند این متغیر را نادیده بگیرد. همچنین عدماستفاده از تخصص نیروها یکی از مهمترین دلایل اتلاف منابع انسانی است. دستمزدهای پایین و کیفیت نازل زندگی در دوران سربازی هم باعث میشود که نیروهای بهخدمت گرفتهشده ناراضی باشند و هم امکان بهکارگیری صحیح این نیروها را از بین میبرد. تغییرات شدید در مشخصات دوره سربازی هم حس بیعدالتی عمیقی به مشمولین خواهد داد.
با توجه به این نکات میتوان به مسیری برای بهبود این دوران رسید. پیش از همه چیز خود نهادهایی که از نیروی سرباز استفاده میکنند باید آماده شوند که اندازه خود را کوچک کنند و به سمت کارایی و استفاده از نیروی ماهر با دستمزد مشخص (که نباید کمتر از حداقل حقوق باشد) حرکت کنند. بخش خصوصی هم میتواند با سازوکاری مشخص بهازای پرداخت به نهادهای مورداشاره از نیروی سرباز استفاده کند، به این ترتیب امریه تنها محدود به چند شرکت دولتی و حاکمیتی و پر از رانت و فساد نخواهد بود. همچنین میتوان از کسانی که حاضرند بهجای رفتن به سربازی وجهی را پرداخت کنند، پول دریافت کرد و این پول صرف پرداخت به سایر نیروهای سرباز بشود. به این ترتیب میتوان انتظار کار حرفهای از کسی داشت که با حقوق به خدمت وظیفه مشغول شده است.
لینک یادداشت من در سایت دنیای اقتصاد (اینجا)
لینک ضمیمه آخر هفته دنیای اقتصاد (اینجا)
سعید اسلامی بیدگلی؛