توضیح: دنیای اقتصاد امروز، پنچشنبه 18 مهرماه 1392، پرونده‌ای دارد درباره "تعامل برنده-برنده ایران و آمریکا؛ منافع و موانع". من هم یادداشتی نوشتم که تحت عنوان لزوم تغییر برخی از تصمیم‌گیران در هر دو کشور که با اندکی تغییر و با عنوان "آنان که منفعت می‌برند؛ میخواهند رابطه شکراب باقی بماند" به چاپ رسیده است. لینک یادداشت در دنیای اقتصاد این‌جاست. متن اصلی هم در زیر آمده است. انتشار یادداشت به همت دوست خوبم میثم هاشم‌خانی صورت پذیرفت. از ایشان سپاسگزارم.

***

این‌روزها چالش رابطة ایران و آمریکا و البته حل این چالش به موضوع روز رسانه‌های هر دو کشور تبدیل شده است و امیدوار‌کننده است که در ادبیات سیاسیون به‌جای "مشت محکم" و "تودهنی" از واژه‌هایی مثل "بازی برد-برد" استفاده می‌شود. این یادداشت تحلیلی کوتاه و بر اساس دینامیک رخ داده در اقتصاد کشورهای تحریم‌کننده و تحریم‌شونده (مقصد تحریم) است و نشان می‌دهد که تغییر فضا نیاز به تغییر برخی بازیگران تصمیم‌گیر در هر دو کشور یا حداقل تغییر نگرش آن‌ها دارد.

تحریم‌ها معمولاً از تحریم‌های کوچک آغاز می‌شوند و اگر کشور تحریم شونده به خواست‌های مشروع یا نامشروع تحریم‌کنندگان تن ندهد کم‌کم شدت می‌گیرند؛ اتفاقی که در مورد ایران افتاد و وقتی ایران از حقوق هسته‌ای خود دست برنداشت، با تحریم‌های شدیدتری مواجه شد. بنابراین بخشی از اقتصاد هم در کشور مقصد تحریم و در کشور مبداء تحریم، باید به مدیریت اثرات اقتصادی تحریم‌ها بپردازد و مثلاً در کشور مقصد تحریم تامین کالاهای اساسی، نظامی و امنیتی را برعهده بگیرد. بدیهی‌ست که این امر به تاجران عادی واگذار نخواهد شد و اهمیت استراتژیک موضوع تصمیم‌گیری درباره این امور اقتصادی را به نهادهای وابسته به حاکمیت می‌سپارد. بنابراین در هر دو کشور بدنه اقتصادی شکل می‌گیرد که از تحریم‌ها منتفع می‌شود. همین مسئله در امور سیاسی هم هست. یعنی گروه‌هایی منفعت سیاسی (و در نتیجه منفعت اقتصادی) خود را در وجود تخاصم بین دو کشور و تشدید تحریم‌ها دنبال می‌کنند (به تحرکات این روزهای لابی تندرو صهیونیست‌ها نگاه کنید). همان‌طور که توضیح داده شد، بسیاری از این افراد در جرگه دولتمردان کشورهای مبداء و مقصد تحریم هستند و بنابراین مانعی بزرگ برای برقراری رابطه در جهت رفع تحریم‌ها خواهند بود. این یکی از مهمترین دلایلی است که برقراری تحریم به‌راحتی اهداف کشورهای تحریم‌کننده را تامین نخواهد کرد و این امر با چالش‌های بسیاری مواجه خواهد شد.

پیچیدگی‌های تحلیل فوق را باید در یادداشتی مفصل‌تر مورد بررسی قرار داد اما در همین نگاه کوتاه می‌توان درک کرد که اگر برخی از بازیگران تصمیم‌گیر در صحنه سیاسی هر دو کشور که از منافع سیاسی و اقتصادی تحریم بهره می‌برند از دایره تصمیم‌گیری در این مورد (برقراری رابطه در جهت رفع تحریم‌ها) خارج نشوند، تغییر نگرش ندهند و یا اثر آن‌ها کمرنگ نشود، احتمال برقراری چنین رابطه‌ای بسیار پایین خواهد بود. به‌نظر می‌رسد ایران گامی بزرگ در این جهت برداشته است و امیدواریم گروه‌های خواستار رابطه احترام‌آمیز در آمریکا هم با قدرت بیشتری در تصمیم‌گیری‌ها شرکت کنند.

www.eslamibidgoli.com