حجازی، مادر (زن) و چهار سالگی نیمکت
عنوان: حجازی، مادر (زن) و چهار سالگی نیمکت
صفر: این یادداشت
این یادداشت ناگهان آمد. ناگهان تصمیم گرفتم درباره روز زن چند شعر بگذارم. ناگهان ناصر حجازی از شهر کلاغها پرواز کرد (تعبیر زیبای روزنامه گل) و ناگهان دیدم امروز چقدر به تولد نیمکت نزدیک است...
یک: ناصر حجازی
دروازبان افسانهای ایران پرواز کرد. بلندتر از همیشه.
![]()
من هم یادداشتی به ویژه نامه ناصر حجازی دادهام که منتشر خواهد شد. در این یادداشت کوتاه علت اصلی افسانه ماندن ناصر حجازی را از نگاه خودم نوشتهام.
متن کامل یادداشت را پس از انتشار در روزنامه ورزشی گل در نیمکت و وبسایت هم خواهم گذاشت. در اینجا تنها به همین دو پاراگراف از میان متن بسنده کردهام:
"...
حجازی بخش بزرگی از خاطرات چند نسل ایران بود. جوانانی که روزگارانی غرور خود را در دستهای ناصر حجازی جستجو کرده بودند و به خاطر داشتن چنین بازیکنی فخر فروختند، هیچگاه غرور خود را زیر دست و پا ندیدند. همه مردم نسبت به خاطرات گذشتهشان حسی نوستالژیک دارند و همین حس است که انسان را در گذشته خود فرو میبرد و کمتر کسی است که نخواهد به گذشته برگردد؛ به خصوص اگر این گذشته با شادمانی و قهرمانی و غرور همراه باشد. اما این خاطرات نباید آلوده به هیچ حس بدی شود تا در بازگشت از دوران گذشته، حس غرور و افتخار باقی بماند. درست به همین دلیل است که از فکر کردن به قهرمانهای دوران کودکیمان لذت میبریم.
اما دو صد افسوس که بسیاری از قهرمانهای واقعی دوران کودکی و نوجوانی، سر خم میکنند و غرور جامانده ما را زیر دست و پای روزگار رها میکنند. این است که قهرمانهای افسانهای ماندگارتر میشوند.
..."
یادش گرامی...!
دو: روز مادر (و روز زن)
پس از آنکه دوستت داشتم... تازه دریافتم
که اندام زن چقدر با اندام شعر همانند است...
...
و چگونه آنچه با زبان درپیوند است... و آنچه با زن... با هم یکی می شوند
و چگونه سیاهی مرکب... در سیاهی چشم سرازیر می شود.
(نزار قبانی، ترجمه تراب حق شناس)
نه فهم بوییدن بود
نه میل می
جهان پیش از تولد زن
(سید علی صالحی، مجموعه قمری غمخوار در شامگاه خزانی)
کفر بزرگیست، اما
خدا هنگام آفرینش زن
خلاقتر بود...
(سعید اسلامی بیدگلی)
سه: نیمکت
این یادداشت کمی به تولد نیمکت نزدیک است. شاید یادداشت جداگانهای برای تولد چهار سالگی نیمکت ننوشتم. شاید... اما با همه اینکه کم مینویسم، نیمکت را بسیار بسیار دوست دارم...
سعید اسلامی بیدگلی؛