|
|
|
|||
|
آقاي ضرغامي سلام! اين نامه هيچ ربطي به نتايج انتخابات رياست جمهوري ندارد، چه بسيار گفتهاند و شما نشنيدهايد و تکرار آن عبث و بيهوده است. اصلا کاري به اين موضوع ندارم که فيلمبردارانتان با هزار ترفند زوم و غيره، قطره خوني که از لباسشخصيها روي زمين ريخته را نمايش ميدهند اما هزاران تصوير ضرب و شتم هموطنانمان را و از آن دردناکتر صحنه شهادت "ندا"هايمان را بايد از طريق فيلترشکنها ببينيم. کاري به اين ندارم که روزها پس از شهادت ندا، صدا و سيما در برنامهاي که به وضوح با هدف توهين به شعور عمومي طراحي شده، بهانهها و ابهامات مرگ ندا را بررسي ميکند، حال آنکه ندا تنها شهيد اين راه نبوده است و دهها هموطن ديگر در خشونت بيمثال اخير به ضرب گلولههاي سازماني، در محل تظاهرات کشته شدند و مردم با موبايلهايشان (که امروز اکثرا داراي دوربين است) تصاوير را فيلمبرداري کردهاند. البته بررسي اين موارد وظيفه سازمانهاي اطلاعاتي و امنيتي است و من هم همچون سازمان صدا و سيما صلاحيت بررسي اين امور را ندارم. کاري به اين ندارم که خبر هفتتيرکشي بدون مصدوم نوجواني در مدارس آمريکا بيش از 20 بار در همه بخشهاي خبري پخش ميشود، اما خبر هزاران بازداشت شده و دهها کشته و مصدوم هموطن را بايد از پاي کبوتران نامهبر (اگر زنده مانده باشند) باز کنيم و بخوانيم. کاري به اين ندارم که بسياري از شهرهاي کشور در حال اعتراضات وسيع و در برخي موارد اغتشاشات ميباشند ولي برنامههاي تلويزيون چنان مينمايد که انگار شهر آرامتر از هميشه است. کاري به اين ندارم که تعداد زيادي از هموطنانمان شهيد شدهاند و اين مسئله به تاييد نهادهاي امنيتي هم رسيده و شما برنامههاي طنز پخش ميکنيد. پيش خودم ميگويم شما خط مشي خبر رسانيتان را از جاي ديگري گرفتهايد و لابد ماموريد و معذور؛ هر چند خيلي گشتم و چنين بهانهاي براي گناه نه در قرآن ديدم و نه در سنت رسول خدا. اصلا نميخواهم درباره مسايل سياسي و سرنوشت انتخابات صحبت کنم که من در اين جايگاه نيستم. چند خط بالا هم به نوع خبررساني شما از سطح شهر و کشور مربوط است نه نتيجه انتخابات! اين سطور مربوط به رسالت فرهنگي سازمان صدا و سيماست که بيشک در اين باب بهانه مامور و معذور بودن قابل قبول نخواهد بود. بحث حمايت از حقوق معنوي آثار هنري مدتهاست که در محافل فرهنگي ما مورد بحث بوده است و اگر اشتباه نکنم صدا و سيماي جمهوري اسلامي هم تلاشهايي از جمله ساخت انيميشنهاي تبليغاتي در اين راستا انجام داده است. نکتهاي که اين روزها توجه اهالي فرهنگ را به خود جلب کرده است بيتوجهي سازمان صدا و سيما به نامه تقاضاي فرهيختگان حوزه موسيقي مبني بر عدم پخش آثار آنها در سازمان صدا و سيما و جعل امضاي برخي هنرمندان در نامه حمايتي برخي ديگر از هنرمندان (و البته کارمندان سطوح پايين سازمان که به عنوان هنرمند معرفي شدهاند) از بيانات مقام رهبري ميباشد. شايد گل سرسبد اين منازعات نامه استاد محمدرضا شجريان به آن سازمان بود که براي چندمين بار مسئولان سازمان را از اين دزدي آشکار بر حذر ميداشتند. آقاي ضرغامي اين مسئله روايت تازهاي در آن سازمان يکسونگر و همکاران شما نيست. هربار که سرود "اي ايران" را پخش ميکنيد دانشجوياني را به ياد ميآورم که به خاطر خواندن همين سرود زير مشت و لگد همفکران شما له شدهاند و روزنامه ... آنها را به اسراييلي بودن متهم کرده است. ظاهرا رسيدن به هدف هر وسيلهاي را براي شما و دوستانتان توجيه ميکند. "اي ايران"، "ايران اي سراي اميد"، "وطنم وطنم" و بسياري ديگر از سرودها و ترانههايي که شما بدون اجازه اقدام به پخش آنها ميکنيد، ترانههاي جاوداني هستند که شيريني ماندگاري در ذائقه هنردوستان ايراني به جا گذاشتهاند، اما شما با اين کار حقيرانه خود شيريني اين آثار را در کام مردم تلخ کردهايد. شايد بد نباشد سري به قبرستان ظهيرالدوله بزنيد تا تفاوت سرنوشت و ماندگاري هنرمندان و سياستمداران را ببينيد. شما تنها نامي در برگي از صفحات کتابهاي تاريخ خواهيد بود و آثار هنري تا سالها پس از شما زمزمه خواهد شد. پس بهتر است اين آثار را وجهالمصالحه دو روز بيشتر ماندن خود قرار ندهيد. کلام آخر اينکه سازمان عريض و طويل صدا و سيما، که به شبکه انحصاري اطلاعرساني گسترده ايران تبديل شده است، به غير از خبررساني عادلانه و بدون سوگيري (که متاسفانه انجام نميشود) وظايف و رسالتهاي فرهنگي هم دارد. هر چند عزم جدي در حفظ حقوق معنوي آثار هنري، نه در مسئولان وجود دارد و نه حتي در قاطبه هنرمندان و ضعف قانوني در اين موضوع هم راه را براي سو استفاده کنندگان باز گذاشته است، اما حرکات نامبارک و غير صحيح سازماني مثل سازمان متبوع حضرتعالي هم توجيهي براي اين دزديهاي هنري است. وقتي سازماني که تحت نظارت رهبري جمهوري اسلامي ايران است و صدها هنرمند با آن همکاري ميکنند، از رعايت کوچکترين اصول انساني در اين باب سرباز ميزند، چه اميدي به کساني است که نان شب خود را از کپي کردن آثار هنري به دست ميآورند. رعايت حقوق معنوي آثار هنري بيشک از سادهترين اصول انساني ميباشد و در هيچ کشوري دولت خود اقدام به زير پا گذاشتن اين حق نميکند. اگر دين نداريد لااقل . . . به اميد سربلندي ايران عزيز |
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 8:15 توسط سعید
|
|
||||