|
|
|
|
|
نویسنده: سعید اسلامی بیدگلی گروه:متفرقه (انتخابات) پیش از بحث اصلی توجه به 3 نکته اهمیت دارد: 1. من معتقدم که رایها به طور کلی به دو دسته آگاهانه (که ممکن است به هر یک از چهار کاندیدا اختصاص یابد) و ناآگاهانه و احساسی (که باز هم ممکن است به هر یک از 4 نامزد انتخاباتی برسد) تقسیم میشوند و امیدوارم این یادداشت سهم رایهای آگاهانه را بیشتر کند و البته این به معنای پذیرش نظر اینجانب نمیباشد. 2. هر 4 نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران در میان دوستان من طرفدارانی دارند و همین مسئله حداقل دستاویز است برای احترام به عقاید این افراد. از این رو در این یادداشت خاص به مرور شخصیتی کاندیداها نپرداختهام. 3. کاندیدای مورد نظر من کاندیدای ایدهآل نیست، چه معتقدم که وضعیت ایران امروز در سال 1388 و حتی وضعیت ایران 1384 وضعیت مطلوبی نبوده و نیست و این موقعیت (از نگاه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی) معماران بسیاری دارد که هر 4 کاندیدا جزو این معماران هستند و در نقصانی که امروز به آن مبتلاییم مقصر. بنابراین انتخاب من بر این اساس خواهد بود که کدامیک میتوانند مسیر بهتری برای این کشور رقم بزنند (و البته که ممکن است اشتباه کنم)
و اما .... "من به مهدی کروبی رای خواهم داد" و در زیر دلایل انتخاب مهدی کروبی (در مقابل میر حسین موسوی) را ذکرکردهام. اگر چه در مقایسه شخصی این دو (مهدی کروبی و میر حسین موسوی) هم دلایل بسیاری برای انتخاب کروبی دارم و اگر چه سوالات بسیاری درباره شیوه تفکر و عملکرد مهندس موسوی در دوران زمامداریش بر دولتهای سوم و چهارم دارم و فضای جنگ و شرایط آنروزها را هم توجیه خوبی برای برخی اعمال (از جمله دستورالعمل گزینش عقیدتی در دورههای تحصیلات تکمیلی و تخصص و همینطور استخدام معلمان و اعضای هیئت علمی دانشگاهها) نمیدانم، اما در این یادداشت اصلا به شخصیتها و تواناییهای شخصی این دو کاندیدا نخواهم پرداخت. این را برای این عرض کردم که ذکر کرده باشم که انتخاب من (یا حداقل دلایلی که در پی خواهد آمد) بر اساس عملکردهای گذشته و هزاران سوال بیپاسخ نیست. خرداد 1376 در یک فضای خاص سیاسی سید محمد خاتمی موفق شد بر موج احساسی مردم سوار بشود و رایهای "نه" به ناطق نوری را از آن خود بکند و بر مسند ریاست جمهوری ایران بنشیند. 8 سال بعد در تیر ماه 1384، محمود احمدی نژاد بر موج احساسات ایرانیها نشست و در حالیکه جناح راست مدتها برای پیدا کردن کاندیدای خاصی رایزنی میکرد، رایهای "نه" به علی اکبر هاشمی رفسنجانی را در ربود و بر این کرسی تکیه زد. این دو (سید محمد خاتمی و محمود احمدینژاد) از بسیاری جهات با یکدیگر متفاوتند. نوع نگرش آنها به حکومتداری و سیاستهای اقتصادی و فرهنگیشان و ... همه و همه با هم تفاوت دارد اما باید پذیرفت که هر دوی این روسای جمهوری از یک فرآیند بیرون آمدهاند و آن سوار شدن بر موج احساسات بوده است. این دقیقا همان فرآیندی است که میر حسین موسوی نیز هم اکنون طی میکند و رایهای "نه" به محمود احمدینژاد را تصاحب میکند. (دقت کنید که این هیچ ربطی به شایستگی یا عدم شایستگی ایشان ندارد) پیروزی موسوی یا هر شخصی که دیگری که از فرآیند احساسی رای بیاورد این خطر را دارد که احزاب را متوجه این واقعیت کند که سیستم رای دادن مردم ایران احساسیست و آنها باید تا دو ماه قبل از انتخابات آینده (یا هر انتخابات دیگری) منتظر مانده، سپس یک نفر خارج از مسئولیتهای اجرایی را معرفی کنند تا بتواند دل مردم را برباید و رای بیاورد. این فرآیندی است که ممکن است از دل آن محمد خاتمی بیرون بیاید، ممکن است محمود احمدی نژاد خارج شود و ممکن است میر حسین موسوی؛ با همه تفاوتهایی که این سه و طرفدارانشان دارند. اما اگر کروبی (با همان حزب نصف و نیمه و برنامههای ناکامل) رای بیاورد، احزاب بسیاری متوجه خواهند شد که کار حزبی بر احساسات پیروز شده است و برای دور بعد برنامهریزی دقیقتری خواهند کرد. معتقدم در اینصورت گروههایی همچون کارگزاران، مشارکت و حتی احزاب راستی که پتانسیل تبدیل شدن به حزب را دارا هستند روی فرد و برنامه کار خواهند کرد و در دوره بعد با اسامیای مواجه خواهیم بود که تیم و برنامه دارند. این فرآیند ممکن است در آینده به افراد بهتری منجر شود. دقت کنید که در اینجا نمیخواهم از شخص کروبی و یا تیم و برنامههای او حمایت کنم و از میر حسین موسوی انتقاد کنم. نکته در اینجاست که معتقدم حتی اگر به عقیده برخی شخص میر حسین بهتر از کروبی باشد، فرآیندی که کروبی از آن خارج خواهد شد بر فرآیند انتخاب میر حسین برتری دارد. با انتخاب میر حسین موسوی ممکن است که 4 سال (یا 8 سال) مسیری بهتر از دولت احمدی نژاد را طی کنیم اما دوباره این خطر وجود دارد که در انتخابات آینده موج احساسی، فردی همچون محمود احمدی نژاد را بر مسند ریاست جمهوری بنشاند. اما اگر فرآیند حزب محور حاکم شود و احزاب در این 4 سال بفهمند که تحزب مهم است، باز هم ممکن است رییس جمهوری راستی (با گرایشات اصولگرایانه) داشته باشیم اما او شخصی همچون علی اکبر ناطق نوری یا علی اکبر ولایتی یا حسن روحانی خواهد بود نه محمود احمدی نژاد و اگر خروجی محمود احمدینژاد هم باشد با برنامه مشخص و توافق احزاب این امر صورت خواهد پذیرفت. در حقیقت من در این انتخابات به فرد رای نمیدهم بلکه به فرآیند رای میدهم چون مطمئنم در دراز مدت این فرآیند خروجی بهتری خواهد داشت. پینوشت: برخی دوستان فکر میکنند من به خاطر پدرم به کروبی رای میدهم، اما ذکر این نکته لازم است که من در دوره پیش که پدرم رابطه بسیار نزدیکتری (نسبت به اکنون که بهخاطر بیماری مسئولیتهای اجرایی را کنار گذاشتهاند) با کروبی داشت و حتی به عنوان نماینده ایشان در صدا و سیما حضور پیدا کرد، به ایشان رای ندادم دقیقا به همین دلیل که ایشان از دل فرآیند مطلوبی خارج نشده بود. درست به همین دلایل فوقالذکر معتقدم که برای گریز از احمدی نژادیسم نباید به موسوی رای بدهیم زیرا هر دو از احساسات خارج شدهاند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 6:58 توسط سعید
|
|
||