|
|
|
|
|
نویسنده: سعید اسلامی بیدگلی گروه: متفرقه مدتیست که به جای پاسخ درست و منطقی و بر اساس آمار متقن به انتقاداتی که به دولت احمدینژاد میشود، این سفسطه جاری در امور کشور مطرح میشود که اینها استدلالات اسراییل است و یا این همان موضوعی است که در رادیو آمریکا مطرح شده است و یا اینکه نویسنده مطلب یا منتقد در انگلستان درس خوانده است و ... و به همین بهانه از پاسخ دادن به موضوع اصلی طفره میروند و با چند تهمت (که روا یا ناروا بودنش به موضوع این یادداشت مربوط نیست) باب مباحثه را میبندند. این نوع استدلال البته سالهاست که در کشور ما جاری و ساری است؛ اما این روزها چون باعث عدم پاسخگویی دولت شده، حساسیت بیشتری برانگیخته است.
سخن نگارنده این است که هر موضوعی خارج از اینکه گوینده و نویسنده آن چه کسی است، به خودی خود ارزش (کم و یا زیاد) دارد. چه بسیارند فلاسفه و علمای بزرگی که در طی روز حرفهای بسیار عادی و روزمره میزنند و این حرفها ارزش مباحثه ندارد و چه بسیار حرفها و انتقادات جدی که از زبان سیاستمداران اپوزوسیون و یا حتی مردم عادی بیان میشود و دولت موظف به پاسخگویی در قبال آنهاست. اینگونه نیست که چون رادیوهای بیگانه در مورد تورم در دولت احمدینژادی صحبت کردهاند، نمایندگان و جراید وابسته و جیره خوار دولت حق داشته باشند که از پاسخگویی شانه خالی کنند. آمار جهانی میگوید که دولت احمدینژاد از نظر شفافیت، ایران را در سراشیبی سقوط قرار داده است. این موضوع یک حقیقت مطلق است که در گزارشهای سازمان شفافیت دیده میشود. حال اگر این گزارش از طریق رادیوهای بیگانه پخش شده است، نباید به آن پاسخ گفت؟ جناب رییس جمهور در دیدار با دانشجویان اقدام به پخش چک پول کردهاند و این مسئله نیز در رادیوهای بیگانه انعکاس داشته است. آیا انعکاس این خبر در رادیو اسراییل نشانه این است که کار ایشان پسندیده بوده است و نباید به خاطر این امر از ایشان سوال کرد؟ این مسئله متاسفانه فقط به مسایل سیاسی ختم نمیشود. در عرصه فرهنگی هم به جای اینکه به محتوای کلام و پیام هنرمندانمان نگاه کنیم به شخصیتشان (و گاه حتی وابستگیهای سیاسیشان) نگاه کرده و کارشان مورد ارزیابی قرار میگیرد. برای مثال نگاه کنید که در عرصه هنر چه بزرگانی دور ماندهاند و از چه کسانی تقدیر میشود. سوال اینجاست که از چه چیزی تقدیر میکنید؟ چرا به کسی که وزن و قافیه را نمیشناسد جایزه میدهید؟ آیا این جایزهها متعلق به شعر است یا مجیزگویی؟... عقیده و دانش هر کسی باید با توجه به معیارها و میزانهای علمی همان حوزه ای که مطرح شده است مورد بررسی قرار گیرد. اگر عارفترین و متقیترین فرد جهان صحبت اقتصادی بکند، سخنش باید بر اساس اصول علم اقتصاد مورد نقد و بررسی قرار بگیرد. شکی وجود ندارد که بسیاری از اندیشمندان برجسته حوزههای مختلف، ایرادهای اخلاقی داشتهاند، اما حرفشان در حوزه خودشان مورد مداقه قرار گرفته است و دانش بشری هم به همین واسطه رشد و پیشرفت کرده است. از این رو نیاز به ترویج این مسئله وجود دارد که هر سخنی بر اساس اصول و مبانی خاصی مورد بررسی قرار بگیرد و این "سفسطه باطل من قال و ما قال" از صفحه مطبوعات کشور محو شود. دولت و مطبوعات حامی آنها موظفند به انتقادات درست و اصولی پاسخ بگویند حتی اگر منتقد به مبانی نظام معتقد نباشد و حتی اگر رادیوهای بیگانه نیز همین انتقاد را مطرح کرده باشند. تورم، افزایش فاصله طبقاتی، نظامی کردن اقتصاد، عدم شفافیت و صداقت در گفتار و کردار دولتمردان، بسته بودن فضای فرهنگی برای فعالان این حوزه، بیاحترامی به ایرانیان در سراسر جهان، بی اعتباری پاسپورت ایرانی، بیاحترامی به رییس جمهوری در مجامع جهانی و ... همه و همه شبهاتی ست که منتقدان دولت و بخشی از مردم دارند و دولت موظف به پاسخگویی است حتی اگر منتقد را همراه خود نداند. دولت و حامیان آن میتوانند با پاسخگویی منطقی و صحیح (به جای تخطئه مطرح کننده انتقاد) ظرفیت پاسخگویی خود را بالا ببرند و به رفع ایرادات و شبهات بپردازند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 9:13 توسط سعید
|
|
||