تبليغاتX
نیمکت - شعری برای سال نو (تصحیح)
نازک آرای تن ساقه گلی/ که به جانش کشتم/ و به جان دادمش آب/ ای دریغا به برم می‌شکند (تولد نيما گرامي)

گروه: شعر و ادبیات

www.eslamibidgoli.ir

 

فردا اگر نرسيم

پس فردا خواهيم رسيد

منزل به منزل تا بنفشه فروردين!

*

یادداشت نوروزی سال گذشته هم با همین شعر آغاز شد. سال گذشته شعری برای نوروز گذاشتم که ویژه نیمکت بود و امسال شعری برای هدیه می‌نویسم که شنیدنش از صدقه‌سری نیمکت بود. سال 1387 واقعا سال خوبی نبود. همه حسرت‌ها در دلم نقش جاودان گرفتند و ماند تا شاید فرجی در سال 88 باشد. شاید ... اما ...

این‌ها البته دلیل نمی‌شود آغاز سال نو شادمانی نیاورد و امید را در دل زنده نکند.

*

هدیه این یادداشت یک شعر زیباست؛ هدیه موسیقی می‌ماند برای یادداشت بعدی. چند آلبوم جدید به بازار آمده که پس از تجزیه و تحلیل آن‌ها، یکی را انتخاب خواهم کرد.

*

اما حکایت این شعر و صدقه سری نیمکت: چندی پیش به بهانه معرفی کتابی یادداشتی نوشتم به نام شاید گناه از عینک من باشد. در آن یادداشت نامی و یادی رفت از معلم سال‌های دورم در دبیرستان علامه حلی، علیرضا طبایی. همین یادداشت سرآغاز آشنایی مجددی شد با این استاد. حدود ده روز پیش مراسم بزرگداشت نیم قرن فعالیت ادبی علیرضا طبایی در خانه هنرمندان ایران برگزار شد و من هم در این جلسه حضور داشتم. خیلی‌ها آمدند و از طبایی گفتند و شعر خواندند و رفتند. در پایان جلسه هم خود علیرضا طبایی چند شعر خواند که حال و هوای یکی از آن‌ها عجیب با این روزها عجین شده است. خط آخر این شعر پر است از همان امید پیش گفته برای سال‌های بعد شاید. نام شعر تصحیح است:

 

صبح فروردين، بر سفره‌ی آئينه و سيب و قرآن

آفتاب آمد

گوشه‌ی باغچه، بر ديوار كاشی روز

جامه‌ی مشرقی‌اش را آويخت

در فضا عود افشاند

ريشه‌ها را انگيخت

متن ديباچه‌ی خاکی را با حوصله خواند

واژه‌های غلط برفی را

ظهر، از مشق زمستان، خط زد ...

                               ***

كاش می‌شد "شب" را

دستی از خانه‌ی من خط بزند

*

 نوروز بر همه نیمکت نشینان شاد.

 

                                                         www.eslamibidgoli.ir

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 18:49  توسط سعید  |