|
|
|
|
|
نویسنده: سعید اسلامی بیدگلی گروه: شعر و ادبیات، موسیقی، متفرقه از آنجا که فضای نقد منصفانه در کشور تیره و تار است و از نگاه برخی از حامیان دولت انسانها به دو دسته حامی دولت و حامی اسراییل و آمریکا تقسیمبندی میشوند، نقد سیاستهای دولت احمدی نژاد کاری بس مشکل است و ممکن است باعث شود که هزاران گناه نکرده در کارنامه نگارنده ثبت شود. این فضا و مبهم بودن اطلاعات و تایید و تکذیبهای هر روزه دولتیها، نقد از طریق اطلاعات و آمار را مشکل کرده است. از این رو تصمیم گرفتم که سیاستهای فرهنگی و هنری دولت احمدی نژاد را از زاویهای دیگر مورد مداقه قرار دهم. در این یادداشت به بررسی این سیاستها از نگاه نخبگان و فرهیختگان حوزه فرهنگ و هنر پرداخته شده است. این شیوه (رجوع به نخبگان) علیرغم اینکه در فرهنگ ما سبقه دیرینه دارد (و اصلا یکی از فلسفههای تقلید هم همین است)، دارای این مزیت است که این هنرمندان نزد مردم شناخته شده هستند و وزن و عیار آنها مشخص است. شبیه همین استدلال میتواند در بررسی سیاستهای اقتصادی نیز مورد استفاده قرار بگیرد، با این تفاوت که اقتصاددانان به اندازه هنرمندان نزد مردم عادی شناخته شده نیستند. . . . ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 15:3 توسط سعید
|
|
||
|
|
|
|||
پیش از آغاز مطلب ذکر این نکته ضروری است که این آهنگ با اجازه سهراب پورناظری (آهنگساز؛ نوازنده و خواننده گروه شمس) روی این وبسایت (وبلاگ) قرار داده شده است. از این هنرمند برجسته کشورمان سپاسگزارم که سخاوتمندانه نیمکت را مورد لطف بیکران خود قرار دادند. صفر: من و اراداتم به اخوان و این یادداشت
فاصله دو یادداشت بسیار زیاد شد و کلی مناسبت از دست رفت. حالا هم چندین مناسبت پیش روست که شاید به یادداشت نوشتن نرسم. سوم شهریور هم سالمرگ یگانه شعر نو فارسی است. من سالهای گذشته هم در موردش نوشتهام (اینجا). امسال هم میخواستم در مورد آلبومی که مصطفی بشکار عزیز از ینگه دنیا برایم فرستاده بنویسم. آلبومی از شهرام ناظری که روی شعرهای مهدی اخوان ثالث، شفیعی کدکنی، شاملو و ابتهاج خوانده شده و میخواستم یکی از آوازهایی که روی شعر اخوان است بگذارم. خود استاد ناظری گفت که در این بلبشوی فرهنگی، مدتهاست به دنبال مجوز برای این اثر است و حالا ممکن است یادداشت نیمکت مجوز را به تاخیر بیاندازد. با مهربانی گفت صبر کن تا چند صباحی دیگر نیمکت به این اثر هم مزین شود. در همین مدت هم آلبوم "پنهان چو دل" به دستم رسید که بهانه این یادداشت شد برای بزرگداشت "شمس". اما چه درباره اخوان بنویسم چه نه، نام و یادش برای من جاودان است و شعرهایش مدام در ذهنم میآیند و میروند، ارادتم بینهایت است و هربار با شنیدن اسمش و به احترامش قیام میکنم. یک: درباره این یادداشت اولین یادداشت نیمکت با قطعه زیبای "وطنم ایران" همراه بود. در اولین جشنواره نیمکت بلورین هم نوشتم که بهترین آلبوم سال پیش از جشنواره، آلبوم زیبای "دیار مهر" بوده و در خود جشنواره هم نیمکت بلورین بهترین کنسرت سال به اجرای به یادماندنی گروه شمس اختصاص یافت. در جشنواره دوم هم اشارهای به اجرای این گروه کردم و حالا نوبت آن است که سهم کوچکی از دین خود را به این گروه بزرگ موسیقی ایران ادا کنم به پاس اینهمه لذتی که طی سالها به من و بسیاری دیگر از علاقهمندان موسیقی ایران ارائه کرده است. در این یادداشت یکی دیگر از آلبومهای این گروه (که از نظر من یکی از شاهکارهای موسیقی این سالهای ماست) را معرفی خواهم کرد. به بهانه همین آلبوم کمی هم درباره خود گروه شمس و خصوصیات منحصر به فرد آن خواهم نوشت. اما پیش از آن چند خطی درباره خواننده این آلبوم نوشتهام. در پایان نیز قطعه زیبایی از این آلبوم را در اختیار خوانندگان نیمکت گذاشتهام. . . . ادامه مطلب |
||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 11:21 توسط سعید
|
|
||||
|
|
|
|||
توضیح: قطعهای که برای این یادداشت انتخاب کردم با اجازه مزدا انصاری تنظیم کننده اثر روی سایت (وبلاگ) قرار گرفته است. از این آهنگساز جوان کشورمان سپاسگزارم که به من و نیمکت لطف کردهاند. یک: تولد من سیزدهم اردیبهشت روز تولد من است. همان که نیمی شقایق و نیمی شبنم است. روزگار چقدر تند و بیرحم میگذرد. سال گذشته برای تولدم آلبوم مولویه را معرفی کردم. امسال هم هدیه موسیقی برای شما (و خودم) دارم. قصد داشتم که یک هدیه شعری هم بگذارم اما فکر کردم شاید بهتر باشد جداگانه درمورد ق=آن قطعه شعری بنویسم. اما پیش از هدیه از شما خواهشی دارم: "برایم دعا کنید که این روزها سخت محتاجم..." . . . ادامه مطلب |
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 7:24 توسط سعید
|
|
||||
|
|
|
|||
|
پیش نوشت (به مناسبت آغاز اردیبهشت): عطر انجير پير/ آذرخش بهاري/ جادوي ارديبهشت امروز آغاز اردیبهشت تلخ عزیز است. اردیبهشت ماه شعر و ادب است. ماه سعدی بزرگ، قیصر آرام، ماه ملکالشعراء، ماه اقبال، ماه من، تو و سهراب. سال گذشته درباره اردیبهشت نوشتم. امسال هم به زودی دوباره خواهم نوشت. * * * سال گذشته در یادداشتی تحت عنوان نیمکت بلورین بهترینهای سال 1386 را از نگاه خودم معرفی کردم. این بهترینها شامل خواندهها، دیدهها و شنیدهها و آموختهها بود که یادآوری آنها سختی ایام گذشته را میکاست و خاطرنشان میکرد که گذر ایام با همه نامهربانیهایش، دوستداشتنیهایی هم دارد. امسال نیز تصمیم گرفتم که بهترینها را به انتخاب خودم بنویسم شاید برای شما هم فرصتی فراهم آورد تا بعضی از آنها را بخوانید، بشنوید یا ببینید. امسال که تابستانش سخت بود، پاییزش سخت بود، زمستانش سخت بود و ... . . . ادامه مطلب |
||||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 8:56 توسط سعید
|
|
||||
|
|
|
|||
یش از این در یادداشت نوروزی (که هدیه شعر را در آن آورده بودم) وعده دادم که هدیه موسیقی در اولین یادداشت سال جدید خواهد آمد. این هم وفای به عهد. یک روز قبل از آغاز سال نو آلبومی به دستم رسید که بیشک از شاهکارهای موسیقی ملی طی سالهای اخیر است. دوستانی که اثر ماندگار "گلستانه" به آهنگسازی هوشنگ کامکار روی اشعار سهراب سپهری و با صدای شهرام ناظری را به خاطر دارند، حالا میتوانند جاودانه دیگری از خالق همان اثر گوش کنند که بسیار زیباست. "منظومههای سمفونیک" اثری است که در سه قطعه پوئم سمفونی (Poem Symphony) اجرا شده و به بازار ارائه شده است . . . . . . ادامه مطلب |
||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 8:15 توسط سعید
|
|
||||
|
|
|
|||
صفر: درباره این یادداشت مدتی بود که به دلیل مشکلات زمانی (بیوقتی) و فنی نتوانسته بودم مطلب جدیدی روی سایت بگذارم. از مدتها قبل هم قصد داشتم که درمورد سرودهای انقلابی که پیش از انقلاب ساخته شده، بنویسم. تصمیم گرفته بودم که برای دهه فجر امسال یادی از ساختههای جاویدان محمدرضا لطفی که با همکاری گروههای شیدا و عارف اجرا شده بودند، داشته باشم. زمان بین دو پست آنقدر طولانی شد که دو مناسبت دیگر هم پیش آمد. یکی جشن کتاب سال و دیگری سالمرگ فروغ فرخزاد، بزرگترین و موثرترین بانوی شاعر ایران زمین. مطلب کوتاهی درمورد هر دو اتفاق نوشتم و بعد هم در مورد یکی از ماندگارترین سرودهای دوران انقلاب نوشتهام و اصل آهنگ را برای داونلود در اختیار گذاشتهام. یک: کتاب سال . . . ادامه مطلب |
||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 13:41 توسط سعید
|
|
||||
|
|
|
|
|
گروه: موسیقی و شعر و ادبیات نویسنده: سعید اسلامی بیدگلی این یکصدمین یادداشت نیمکت است. رسیدن به یکصدمین یادداشت برای من که با لحظه لحظه نیمکت همراه بودهام، لذتبخش بود و مناسبتی عزیز و گرامی. از اینرو مدتی است که فکر میکنم چه یادداشتی با این مناسبت همخوانی دارد. طبیعی بود که یادداشت مالی و اقتصادی نگذارم (در بقیه مناسبتها هم یا از شعر نوشتم یا از موسیقی). اما شعر یا موسیقی؟!! حالا این یادداشت هم در برزگداشت شعر است، هم پاسداشت موسیقی، هم روایتی از تاریخ است و هم گلایهای از مسئولان فرهنگی کشور و هم ... شاید این یادداشت برای یکصدمین پست نیمکت مناسبترین باشد. . . . ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 7:22 توسط سعید
|
|
||
|
|
|
|||
توضیح: پیش از نوشتن درباره این اثر باید ذکر کنم که این قطعه با اجازه دوست خوب و هنرمندم بهزاد خدارحمی که مسئولیت تنظیم مجدد اثر را بر عهده داشتهاند روی وبسایت (و وبلاگ) قرار داده شده است. از ایشان سپاسگزارم که همیشه به نیمکت لطف دارند. پیش از این نیز بارها درباره آثار بازخوانی شده اشاراتی داشتهام. (برای مثال میتوانید یادداشتهای من درباره بهیاد آن گذشته و یا نوای اساتید را بخوانید.) سفید و سیاه هم از جمله آثار بازخوانی شده بر اساس ساختهها و خواندههای عماد رام (عمامالدین رام ساروی) است که با تنظیم مجدد هنرمند جوان، بهزاد خدارحمی، و با اجرای مجدد عبدالحسین مختاباد (که ایشان هم از سر اتفاق سارویست) به بازار عرضه شده است. شعرهای این مجموعه هم همچون مجموعه بهیاد آن گذشته، همه از آثار معینی کرمانشاهی، یکی از بهترین ترانهسراهای تاریخ موسیقی ایران، است. . . . ادامه مطلب |
||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 9:19 توسط سعید
|
|
||||
|
|
|
|||
در بخش موسیقی بیشتر سعی داشتهام که سه دسته یادداشت داشته باشم. دسته اول یادداشتهای مناسبتی بودهاند که به بهانه ایام خاص و یا بزرگداشت افراد خاص روی سایت گذاشتهام. این آهنگها معمولا بسیار معروف بودهاند (مثل قطعاتی که برای بزرگداشت مولانا و پاسداشت ناظری گذاشتم). دسته دوم در جهت معرفی آثار جدیدی که به بازار میآید (و البته از نگاه من دارای جذابیت یا اهمیت هستند) نوشته شدهاند و در دسته سوم به آلبومها و یا قطعات موسیقی پرداختهام که از نگاه من زیبا و خاطرهانگیز بودهاند اما از شهرت آنچنانی برخوردار نبودهاند و شاید (تنها شاید) برخی از دوستان من آنها را نشنیده باشند (مثل گریز (آلبوم به یاد آن گذشتهها)).
قطعه اینبار هم از نوع سوم است. . . . . . ادامه مطلب |
||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 18:35 توسط سعید
|
|
||||
|
|
|
|||
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی تا بیخبر بمیرد در درد خودپرستی دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم با کافران چه کارت گر بت نمیپرستی توضیح: پیش از آغاز این مطلب ذکر نکته ضروری است که این آهنگ با هماهنگی دوست هنرمندم بهنام خدارحمی و با اجازه سعید فرجپوری نوازنده چیرهدست کمانچه و آهنگساز این قطعه روی سایت (وبلاگ) گذاشته شده است. از این آهنگساز و استاد خوب کشورمان سپاسگزارم. پیش از این نیز هر هنگامکه اتفاق مهمی در بازار آلبومهای موسیقی ایران افتاده است؛ خوانندگان عزیز نیمکت را در جریان قرار داده بودم. معرفی دیار مهر (شاهکار طهمورث پورناظری، گروه شمس و فرشاد جمالی)، قلندروار (بهترین آلبوم سال 1386 از نگاه نیمکت و حاصل همکاری عماد توحیدی و علیرضا افتخاری) و مولویه (شهرام ناظری) از این دست بودهاند. امروز، 20 مهر ماه روز بزرگداشت خواجه شیراز، فخر ادبیات این سرزمین، حافظ شیرین سخن است. در ضمن در همین هفته گذشته دو آلبوم از همایون شجریان به نامهای "خورشید آرزو" به آهنگسازی سعید فرجپوری و "قیژک کولی" به آهنگسازی حمید متبسم نیز به بازار آمد. هر دو آلبوم حاصل همکاری همایون شجریان با گروه دستان و منتخبی از اجرای آنها در کنسرت سال جاری میلادی در برلین است. در این مجال آلبوم اول را معرفی خواهم کرد و معرفی قیژک کولی میماند برای بعد، اگر فرصتی فراهم شد. . . . ادامه مطلب |
||||
|
+
نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 7:9 توسط سعید
|
|
||||
|
|
|
|
|
گروه: موسيقي
چه روزها كه يك به يك غروب شد نيامدي چه اشكها كه در گلو رسوب شد نيامدي خليل آتشين سخن! تبر به دوش بت شكن خداي ما دوباره سنگ و چوب شد؛ نيامدي براي ما كه خستهايم و دلشكستهايم نه براي عدهاي ولي چه خوب شد نيامدي تمام طول هفته را در انتظار جمعهام دوباره صبح، ...ظهر،... نه غروب شد نيامدي
سال گذشته هم قصد داشتم درباره انتظار و مفاهيم آن بنويسم كه نشد. امسال هم كوتاهي و كاهلي دامنگير شد و حالا آنقدر زمان تنگ است كه نميشود حق مطلب را ادا كرد. اما قصد كردم كه مطلب پر لذتي را براي عيدي اين روز عزيز بگذارم؛ شايد اداي دين كوچكي باشد به مواهب اين روز بزرگ. از اين فرصت استفاده كردم تا به يكي از بزرگترين آهنگسازان موسيقي ايران هم اداي احترام كنم. در مورد انتظار و زيباييهاي آن، بسيار نوشته و خوانده شده گوياتر از زبان من گنگ (اين تعبيري است از قيصر امينپور). بخش بزرگي از زيباترين شعرهاي ادبيات فارسي در باب همين مفهوم است و شايد بعد از عشق از مهمترين مفاهيم ادبيات فارسي باشد. در موسيقي هم (بهخصوص در سالهاي اخير) كارهاي ماندگاري شده كه بيشك مجموعه نيلوفرانه 1 ساخته عباس خوشدل و با صداي عليرضا افتخاري كه روي اشعار ساده و دوستداشتني قيصر امينپور خوانده شده يكي از بهترين اين مجموعههاست. اما كارهاي جداگانهاي هم در همين راستا ساخته شده كه در زير دو قطعه از اينگونه انتخاب كردهام كه اتفاقا هر دو از ساختههاي استاد فريدون شهبازيان است. شهبازيان سالهاست كه مشغول آهنگسازيست و زحمات فوقالعادهاي كشيده و آثار جاودانهاي خلق كرده كه با خاطره نسلها گره خورده. دوست دارم جداگانه درباره اين آهنگساز بزرگ سرزمينمان بنويسم اما فعلا همين بس كه قطعه ماندگار "گل گلدون من شكسته در باد" از ساختههاي اين هنرمند ارزنده است. اگر شهبازيان تنها همان يك قطعه را ساخته بود، باز هم شايسته احترام بود. از فريدون شهبازيان سپاسگزارم كه اينهمه لذت به من هديه كرد و بيشتر از او سپاسگزارم كه چه بزرگوارانه اجازه داد اين دو قطعه بسيار زيبا را با خوانندگان اين وبلاگ به اشتراك بگذارم. همچنين از هنرمند عزيز بهزاد خدارحمي هم سپاسگزارم كه شرايط برقراري ارتباط با اين استاد بزرگ را فراهم كردند. . . . ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 7:36 توسط سعید
|
|
||
|
|
|
|
|
گروه: موسيقي عذرخواهي: اين يادداشت كوتاهي است درباره نحوه برگزاري كنسرت شهرام ناظري و گروه شمس و بهانهايست براي انتظار تا روز عيد نيمه شعبان كه دو هديه براي دوستان عزيزم آماده كردهام. دوستاني كه منتظر يادداشت مدل قيمتگذاري داراييهاي سرمايهاي هستند بايد كمي صبر كنند تا دوباره نوبت به يادداشتهاي مالي (و اقتصادي) برسد. از اين عزيزان عذر ميخواهم كه بدقولي شد. اين روزهاي نيمه مردادماه تا آغاز ماه رمضان پر است از اجراهاي مختلف گروههاي موسيقي. از شهرام ناظري و گروه شمس كه همين روزها برگزار ميشود گرفته تا عليرضا قرباني و عليرضا عصار كه همان روزهاي آخر شعبان (نيمه اول شهريور) برگزار خواهد شد. دوشنبه آخرين شب اجراي شهرام ناظري در مجموعه فرهنگي-ورزشي (همان كاخ سابق) نياوارن بود. شايد براي شما هم جالب باشد كه شرحي از زيباييها و كاستيهاي اين كنسرت بدانيد. . . . ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 8:34 توسط سعید
|
|
||
|
|
|
|||
توضيح: سال گذشته در روز تولد حضرت علي (ع) آلبوم نور جان را معرفي كردم. امسال هم آلبوم ديگري را معرفي خواهم كرد، با اين تفاوت كه نور جان همسو با اين مناسبت بود اما اين يادداشت تنها براي معرفي آلبوم جديد "نواي اساتيد" ميباشد. اين آهنگ با اجازه تنظيمكننده آن، دوست خوبم بهنام خدارحمي روي اين وبسايت (وبلاگ) قرار گرفته است و تنظيمي خاص كه در آلبوم در بازار وجود ندارد هم براي داونلود گذاشته شده است. از اين هنرمند ارجمند سپاسگزارم. بازسازي آثار گذشته هم در سينما و هم در موسيقي امري رايج است. سينماي سالهاي دور ايران كمتر آثار فاخر در خود داشته است تا هنرمندان موج نو به بازسازي آن بپردازند. اما موسيقي گذشته ايران پر است از آثار جذاب و به يادماندني كه با خاطره نسلهاي مختلف پيوند خورده است. ممنوعيت پخش بسياري از يادگارهاي موسيقي ايران و كيفيت پايين ضبط آثار قديمي، تقاضاي بالايي براي اين آثار (بازخوانيها) ايجاد كرده است. . . . . . من سه تنظيم از اين اثر جاودان را روي سايتگذاشتهام .. . . . . ادامه مطلب |
||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 9:7 توسط سعید
|
|
||||
|
|
|
|||
من: امروز هم تولد من است نيمي شقايق و نيمي شبنم سيزدهم ارديبهشت آغاز آخرين سال دهه سوم زندگي من! راستش اين روزها كمي غمگين و پر اضطرابم و تنها دلخوشيم به عزيزانياست كه دارم و اين يادداشتهاي پراكنده از هر دري سخني. اما نميشه از روز تولد بيتفاوت و بدون يادداشت گذشت. هر چه بيشتر از اين عمر ميگذره بيشتر تنها ميشم: يكي يكي از همه دور خواهم شد امتحان تحمل هجرت است در شامگاه خزاني! حالا من ماندم و شما كه برايم دعا كنيد. . . توضيح بيربط: ضمنا همين روزها تولد كلي از عزيزان ديگه هم هست كه من دوستشون دارم. تولد همه مبارك! مولويه قصد كردم كه يك هديه زيبا از جنس موسيقي به همه متولدين ارديبهشت (از جمله خودم) بدهم. در ضمن تازهترين آلبوم شهرام ناظري رو هم معرفي كنم. ادامه مطلب |
||||
|
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:32 توسط سعید
|
|
||||
|
|
|
|
|
گروه: متفرقه (همه چيز) نويسنده: سعيد اسلامي بيدگلي سال غمگين و سراسر التهاب 1386 گذشت. سالي كه هر روز غمگينتر و آشفتهتر از ديروزش شدم. سالي پر از دوري و جدايي و بدقولي و ... در اين سال فهميدم كه رسيدن به خيلي چيزها لياقتي ميخواهد كه من هنوز ندارم و چقدر راه هست تا ... بگذريم. در اين يادداشت نميخواهم به نكات منفي سال پيش اشاره كنم. سال 86 با همه سختيهايش پر از خوانده و ديده و شنيده و آموخته بود كه در يادداشت نوروزي قول داده بودم در مورد اين نيمه پر ليوان بنويسم. نيمه پري كه شايد براي شما سرشار از معرفي آثار شنيدني و خواندني باشد و براي من يادآور لحظههاي خوش و اينكه بدانم همين سال پر از سراشيبي چقدر آموزه و خاطره در خود داشت. پس بر آن شدم كه بهترين اتفاقها را در سه بخش ديدهها و شنيدهها، خواندهها و آموختهها بنويسم. البته كه آنچه ميتوان نوشت در اينجا نوشتهام. به شما هم توصيه ميكنم برخي از اين بهترينها را ببينيد و بشنويد و بخوانيد. اصلا اين يادداشت را به عنوان بهترينهاي سال 1386 از نگاه من بخوانيد. دوست دارم به بهترين ديدهها و شنيدهها و خواندهها در سال 1386 نيمكت بلورين اهدا كنم! خواندهها: خواندهها را به دو بخش ادبي و مالي-اقتصادي تقسيم کردهام. بخش اول: ادبي بهترين رماني که سال گذشته خواندم، "در تنگ" نوشته "اندره ژيد" بود. رماني که خواندن آن را دوست خوبم حامد به من توصيه کرد. اين رمان زيبا از نويسنده آثاري همچون مائدههاي زميني و مائدههاي تازه است. من با ادبيات فرانسه آشنايي زيادي ندارم اما ترجمه عبدالله توكل و رضا سيد حسيني كه توسط انتشارات نيلوفر منتشر شده بود، روان و قابل فهم بود. در تنگ همزمان يك رمان فلسفي و درام است و از جذابيتهاي روايي خارقالعادهاي برخوردار است. نيمكت بلورين در اين بخش بدون هيچ رقيبي به در تنگ تقديم ميشود. در مورد بهترين مجموعه شعر کمي توضيح لازم دارم. . . . ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 11:47 توسط سعید
|
|
||
|
|
|
|||
|
گروه: موسيقي خواننده: غلام كويتي پور آهنگساز: مجید رضازاده آلبوم: غريبانه 1 مداحان معروف نيز از اين قافله عقب نماندند. هادي آهنگران و غلام كويتي پور از معروفترين مداحاني بودند كه با كمك موسيقي نغمهها و نوحههاي خود را بازخواني كردند و به بازار عرضه كردند. غريبانه 1 مجموعهاي از معروفترين نوحههاي غلام كويتيپور بود كه همراه با اركستر اجرا شده و انصافا هم خوب اجرا شده بود. بسياري از اين اجراهای از اين دست از كيفيت خوبي برخوردار نبودند و به نظر ميرسيد كه تنها براي جانماندن از تقاضاي بازار عرضه شدهاند؛ اما غريبانه 1 از كيفيت خوبي برخوردار بود. قطعه انتخابي اينبار از اين آلبوم انتخاب شده است و البته سعي نكردم نوحههاي خيلي معروفي از اين آلبوم مثل آنقدر در ميزنم و يا تو عزيز دل زهرا را انتخاب كنم بلكه به سراغ آهنگي رفتم كه ضربي ساخته شده و كمتر شكل و شمايل نوحه دارد (هر چند باز هم داراي فضاي مذهبي است.) موسيقي خوب مجيد رضازاده فضاي خوبي به قطعههاي اين آلبوم داده است و همين امر موجب موفقيت اين آلبوم شد. موفقيتي كه هيچگاه براي دنباله آن (غريبانه 2) تكرار نشد. در غريبانه 2 تنها آهنگ ممد نبودي (كه بازخواني نوحه معروفي بود كه به مناسبت آزادسازي خرمشهر خوانده شده بود) مورد توجه قرار گرفت. اين قطعه را از اينجا داونلود كنيد. (از سايت www.osveha.parsiblog.com داونلود خواهد شد.)
|
||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 23:59 توسط سعید
|
|
||||
|
|
|
||||
يك: آغاز سال 2008 ميلادي را به همه دوستانم تبريك ميگويم و اميدوارم جهان امسال آرامتر و مهربانتر از سال پيش باشد. دو: سالي كه گذشت (2007) به مناسبت هشتصدمين سال تولد مولانا به نام اين شاعر بزرگ و نامدار ايراني (كه البته اكنون ديگر در بسياري نقاط جهان به عنوان شاعر ترك شناخته ميشود.)، مولانا جلالالدين محمد بلخي، نامگذاري شده بود. در اين نوشتار كوتاه قصد ندارم به مدح اين شاعر توانا بپردازم، كه قلم ناچيز من در وصف بزرگاني همچون مولانا و حافظ و سعدي الكن است؛ بزرگاني كه چند صدسال پس از مرگشان همچنان بر بلنداي انديشه و حكمت قرار دارند و يادشان پس از اين سالها همچنان كه از بسياري دانشمندان و انديشمندان گذشته ياد ميكنيم تنها بهخاطر بزرگي گذشتهشان نيست، بلكه به خاطر عظمت بينهايتي است كه با سطح دانش و انديشه امروز هم بزرگ و بيكرانه جلوه نموده است. در اين مورد اوصاف گوته (انديشمند بزرگ آلماني) در مورد حضرت حافظ، گفتههاي آنه ماري شيمل (شرقشناس معروف برنده جايزه نوبل) در مورد حضرت مولانا و يا ارادات و اظهار كوچكي احمد شاملو (شاعر بزرگ همعصرمان) به تواناييهاي ادبي حضرات حافظ وسعدي روشنگرتر از اشارات من خواهد بود. ظريفي ميگفت اگر اين سه زنده بودند، تنها از حق چاپ مجدد كتابهايشان جزو ثروتمندترينهاي جهان بودند. شوخي نيست چند صد سال كتابهايتان چاپ شود و اكنون نيز تنها به عنوان يك گنجينه تاريخي به آن نگاه نشود؛ بلكه هنوز جزء بهترينها باشد. بسياري از ما از چاپ مقالهمان و يا اشاره مجدد به نوشتههايمان توسط ديگران، سر از پا نميشناسيم (خودم را ميگويم). سال 2007 ميلادي، سالي بود كه همه سازمانهاي بينالمللي فعال در امور هنري و فرهنگي و بسياري از NGOها و مراكز فرهنگي جهان به بزرگداشت حضرت مولانا پرداختند و البته نيازي به اشاره نيست كه مسئولان فرهنگي و نهادهاي فرهنگي و دانشگاههاي ايران، باز هم از قافله جاماندند!!! سه: مولاناي بزرگ زنده نبود كه از او تقدير به عمل آورند و انواع مدالها و مدارج و مدارك افتخاري را تقديم او كنند. از اينرو در اين سال از بسياري از انديشمندان و هنرمنداني كه طي سالها در راه اعتلاي نام اين شاعر تلاش كرده بودند، تقدير كردند. در عرصه موسيقي نيز نام شهرام ناظري (كه همه ميدانيد من چهقدر صدايش را دوست دارم) با مولوي گره خورده است. ناظري از سالها پيش تلاش كرد كه با همه مخالفتهايي كه ميشد با نوعي از موسيقي كه موسيقي عرفاني خوانده ميشود، الحان حماسي را در آواز و تصنيفخواني وارد كند. شايد بسياري از شما مخالفت استاد غلامحسين بنان (كه از بزرگترينهاي تاريخ موسيقي اين مرزو بوم است.) با شهرام ناظري را شنيده باشيد كه به او توصيه ميكند از شعر و لحن حماسي در آواز استفاده نكند. طي اين سالها، شهرام ناظري اگر چه از آثار بسياري ديگر از شاعران را نيز در كارهاي خود به كار برده است (حتي در گل صد برگ كه به مناسبت هشتصدمين سال (قمري) تولد مولانا بود چند شعر از حافظ هم اجرا شده است) اما بيش از همه از اشعار مولانا استفاده كرده است. از اينرو سال 2007 براي شهرام ناظري هم سال پركار و مشغلهاي بود. اجراهاي مختلف در سرتاسر جهان و شركت در مراسم مختلف كه براي بزرگداشت مولانا برگزار ميشد، نام او را بيش از پيش بر سر زبانها انداخت. او در اين سال جوايز و تقديرنامههاي فراوان دريافت كرد كه از جمله ميتوان به نشان يونسكو، نشان بسيار پراهميت شواليه (فرانسه) و انتخاب به عنوان بهترين آهنگساز سبك world music از طرف مجله لسآنجلس تايمز اشاره كرد. شهرام ناظري كه پيش از اين با لقب بلبل ايران خوانده ميشد، هم اكنون لقب شواليه شرق را به دنبال خود دارد. جاي تأسف است كه در تقدير از اين هنرمند هم مسئولان فرهنگي و هنري ايران و حتي دانشگاهها و مراكز پرادعاي غير دولتي، صدها گام از دنيا عقب بودند. چهار: اينبار تصميم گرفتم كه تنها براي بزرگداشت نام مولانا جلالالدين محمد بلخي و پاسداشت سالها فعاليت شهرام ناظري و اداي دين به آنها، دو اثر موسيقي را روي سايت بگذارم. اولين اثر كاري است از آلبوم بسيار زيباي يادگار دوست. اين آلبوم نيز همراه گل صد برگ در سال 1364 و به مناسبت هشتصدمين سال تولد مولانا انتشار يافت. ناظري در اين آلبوم كه حاصل همكاري مشتركش با كامبيز روشنروان است، دوبيتيهاي مولانا را خوانده است. در سرتاسر اين آلبوم بسيار زيبا اشعار مولانا توسط عبدالله آقازده و همراهي بينظير موسيقي دكلمه ميشود و در بخشهايي از آلبوم صداي شهرام ناظري اين سمفوني زيبا را تكميل ميكند. قطعهاي كه اينبار انتخاب كردم از بهترين تصنيفهاست. فقط يادآور ميشوم كه بهخاطر اينكه به فضاي موسيقي لطمهاي نخورد مجبور شدم فرود قطعه قبل را نيز در ابتداي اين آهنگ بياورم. دومين اثر اما از آلبوم آتش در نيستان انتخاب شده است. ناظري سه سال پس از تجربه موفق همكاري با جلال ذوالفنون در گل صد برگ، آلبوم آتش در نيستان را با همان گروه منتشر كرد كه اين دو آلبوم بي شك از بهترينهاي سهتارخواني موسيقي ما هستند. قطعه انتخاب شده كاري بسيار زيبا از ساختههاي جلال ذوالفنون است که تنظیم برای آواز آن توسط خود شهرام ناظری انجام شده است. این قطعه با قطعه ضربياي ساخته جلال ذوالفنون همراه شده است که اين قطعه نيز فوقالعاده است. قطعه اول را از اينجا داونلود كنيد و لذت ببريد. قطعه دوم را از اينجا داونلود كنيد و لذت ببريد. توضیح: مینیاتور کشیده شده از مولانا اثر محمد تجویدی است.
|
|||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 17:24 توسط سعید
|
|
|||||
|
|
|
|||
|
به سالروز حادثه دلخراش زلزله بم نزدیک میشویم. چون به برخی دوستانم قول دادهام که به مناسبت سالروز آن حادثه، داستان کوتاه بم را روی سایت بگذارم، اکنون تصمیم گرفتم قطعهای از آلبوم زیبای رقص آشفته (که در ایران عزیز به خاطر آهنگ گلپونهها شهرت داد.) را روی سایت بگذارم تا یادی هم از عزیز از دست رفته موسیقی ایران در این حادثه، ایرج بسطامی، شده باشد. بسیاری از شما قطعه زیبای گلپونهها را گوش کردهاید: گلپونههای وحشی دشت امیدم وقت سحر شد؛ خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد؛ گلپونهها نامهربانی آتشم زد ... گلپونهها بیهمزبانی آتشم زد ... اما به دو دلیل آهنگ دیگری از این آلبوم را انتخاب کردم. اول اینکه فکر میکنم قطعه گلپونهها بارها و بارها از رادیو تلویزیون پخش شده است. دوم اینکه به شخصه شعر عجیب و ملودی قطعه حریر مهتاب را بسیار دوست دارم و مطمئنم شما هم از آن لذت خواهید برد. و اما ایرج بسطامی (که این قطعه را به یادمان او در سایت گذاشتهام) در سال 1335 در شهر بم دیده به جهان گشود. آموزش موسیقی را نزد عموی خود یدالله بسطامی آغاز کرد. سپس به تهران آمد و تا سال 1378 نزد استاد محمدرضا شجریان به فراگیری پرداخت. عدهای ایرج بسطامی را بهترین خواننده چپ کوک سالهای اخیر موسیقی ایران میدانند. تصنیفهایی که در گامهای بلند خوانده، به یادماندنی و ماندگار است. قطعه زیبای "وطن من" از یاد هیچکس نخواهد رفت: ای خطه ايران مهين ای وطن من ای گشته به مهر تو عجين جان و تن من مشکاتيان می گويد حتما اين بيت را هم از اين شعر بياوريد که اکنون مناسب حال او و ديگر همشهرياناش شده است: دردا و دريغا که چنان گشتی بی برگ کز بافته خويش نداری کفن من ایرج بسطامی برای اجرای کنسرتهایی در اروپا به همراه پرویز مشکاتیان، قصد عزیمت به هلند را داشت و برای خداحافظی از مادر و خانواده برادرش (که سرپرستی آنها را بر عهده داشت) به شهر بم رفته بود که جسمش در زیر آوار زلزله ماند تا تازه صدایش به گوش مسئولان فرهنگی و مدیران سازمان صدا و سیما برسد. دردا و دریغا که فضای نامناسب فرهنگی کشورمان، او را خانهنشین کرده بود و ایرج بسطامی عزیز در فقر جان سپرد. پرويز مشکاتيان می گويد: شرايط جاری موسيقی امروز، همه را بی انگيزه و خانه نشين کرده است. بسطامی با اميد و انگيزهای والا به تهران آمد و تنها به تعالی هنرش میانديشيد، اما پس از چندی ديگر چشمانداز روشنی نديد. آرزوی او داشتن سقفی بود که باران بر سرش نريزد اما آن را هم نداشت. یادش بهخیر و صدایش ماندگار! قطعه زیبای حریر مهتاب را از اینجا داونلود کنید و لذت ببرید. |
||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 15:12 توسط سعید
|
|
||||
|
|
|
|||
|
پیش از همه چیز باید ذکر کنم که این قطعه با اجازه لیلا بدیعی، فرزند زندهیاد حبیبالله بدیعی، روی سایت گذاشته شده است. سپاس بیکران از ایشان و از هنرمند عزیز، بهزاد خدارحمی، برای فراهم آوردن این اجازه. این قطعه، اولین قطعه از آلبوم "به یاد آن گذشته" است. آلبومی بسیار زیبا که در آن آثاری جاودان و ماندگار از رحیم معینی کرمانشاهی (شاعر و ترانهسرای گرانقدر) و حبیبالله بدیعی بازخوانی شده است. بازخوانی این آثار توسط همایون کاظمی صورت گرفته است که انصافا صدای بسیار دلنشینی دارد. این اثر سالها پیش توسط مرضیه اجرا شده بود. شک ندارم که از شنیدن این قطعه بسیار لذت خواهید برد. این آلبوم از زیباترینهای این سالها بوده است و آهنگهایی پر از خاطره را در خود جای داده است که شنیدن آن را به همه توصیه میکنم. یاد هنرمندان بزرگ سرزمینمان، معینی کرمانشاهی، حبیبالله بدیعی، مجتبی میرزاده گرامی باد. این قطعه را از اینجا داونلود کنید و لذت ببرید. |
||||
|
+
نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 17:14 توسط سعید
|
|
||||
|
|
|
||||
مدتی است سریال جدیدی به کارگردانی حسن فتحی از تلویزیون پخش میشود. این سریال هم یک روایت تاریخی است و هم یک ملودرام عشقی. اما آنچه در این سریال بسیار جلب توجه کرده است موسیقی و تصنیف بسیار زیبای تیتراژ پایان آن است؛ آهنگی از فردین خلعتبری و با صدای دلنشین علیرضا قربانی. همکاری ایندو پیش از این نیز در شب دهم مورد توجه واقع شده بود. علیرضا قربانی مدتی است که خواننده ارکستر سمفونی ملی ایران (به رهبری فرهاد فخرالدینی) است. امیدوارم از این آهنگ زیبا و صدای دلنشین علیرضا قربانی لذت ببرید.
آهنگ را از اینجا داونلود کنید و لذت ببرید. توضیح: عکس سمت راست علیرضا قربانی است و تصویر سمت چپ نمایی از سریال مدار صفر درجه است. |
|||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 11:0 توسط سعید
|
|
|||||
|
|
|
|||
قبل از آغاز مطلب اشاره میکنم که قطعه این هفته با اجازه استاد علیرضا افتخاری روی این وبسایت گذاشته شده است. از این ایشان سپاسگزارم و طبع بلندشان را میستایم که بزرگوارانه اجازه دادند. قطعه موسیقی این هفته از آلبوم تازه علیرضا افتخاری انتخاب شده است. علیرضا افتخاری در سالهای اخیر کارهای بسیاری انجام داده است. برخی از این کارها مورد توجه واقع شدهاند و در مورد برخی هم اینگونه نبوده است. قلندروار (آلبوم تازه علیرضا افتخاری) اما حکایت دیگری دارد. سبکی جدید و امتحان نشده در موسیقی ایران که بسیار هم مورد توجه منتقدان واقع شد. آلبومی که تمام قطعههای آن با همراهی ارکستر سازهای کوبهای و ضربی و همنوایی کمنظیر گروه کر ساخته شده است. در پسزمینه همه آهنگهای این آلبوم نوای زیبایی از موسیقی قوالی شنیده میشود. فضای عجیب قطعهها که بیشتر یادآور قطعهعای سماعی است، در بسیاری اوقات حتی به موسیقی پاپ و تکنو نیز نزدیک میشود. هرچند مثل هر کار دیگری میتوان از این کار هم ایراد گرفت اما بیشک این شجاعت ستودنی است و نسبت به کار اول این راه بسیار هم خوب از آب درآمده است. نکته دیگر در مورد این آلبوم اشعار بسیار خوب قطعههاست. در این قحطی شعر در موسیقی ایران شنیدن چندین شعر خوب هم بر لذتهای این آلبوم میافزاید. شنیدن این آلبوم را به همه دوستانم توصیه میکنم. توصیه میکنم حتما کار را چند بار و حتما هم با صدای بلند گوش کنید تا نواهای پسزمینه را هم گوش کنید. قطعهای که گذاشته شده مربوط به رسول اکرم است و به مناسبت عید مبعث گذاشته شده است. امیدوارم لذت ببرید. این قطعه را از اینجا داونلود کنید. |
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 13:14 توسط سعید
|
|
||||
|
|
|
|||
دو روز پیش تولد حضرت علی بود و من ترجیح دادم، هر چند دیر، قطعهای در همین باره برای این هفته روی سایت بگذارم. یک قطعه از آلبوم نوربخش (نور) جان که حاوی قطعاتی به سبک موسیقی عرفانی ایران است که میتواند برای علاقهمندان به این نوع موسیقی جالب باشد. این قطعه خاص ویژه حضرت علی است؛ هر چند با توجه به منش داود آزاد و دکتر محمد جواد نوربخش میتوان حدس زد که همه قطعات این آلبوم مایههایی از تصوف در خودش داشته باشد و همینگونه هم هست. چند نکته در مورد این آلبوم جالب است. به غیر از تنبک همه سازها در این آلبوم توسط خود داود آزاد نواخته شده است. یعنی سازها توسط یکنفر نواخته شده و روی هم ضبط شدهاند که حاصلی زیبا دارد. دیگر اینکه در همه قطعات این آلبوم شنیدنی، بانویی با صدایی توانمند و تکنیکی مثالزدنی همراه داود آزاد میخواند. در نسخه اولی که از این آلبوم بیرون آمد، که نوربخش جان نام داشت، صدای این بانوی خوش صدا _ که در جلد آلبوم نامش گروه کر ذکر شده است_ بلندتر و رساتر به گوش میرسید. اما در نسخه دوم که از سد وزارت ارشاد رد شد، این صدا کمرنگتر شد، نام آلبوم به نور جان تغییر یافت و نام دکتر محمد جواد نوربخش (شاعر قطعات این آلبوم) از جلد آلبوم حذف شد!!! ظاهرا دکتر نوربخش مورد وثوق مسئولان جمهوری اسلامی نیست. اما به هر حال، هنوز هم این قطعه، زیبا و پر از لذت است و با این ایام هم تناسب دارد. امیدوارم همه از این آهنگ لذت ببرند؛ بهخصوص دوستم بورگان نظامی که هم سالها پیش این آلبوم را به من معرفی کرد و هم پریروز تولد او هم بود. این آهنگ را از اینجا داونلود کنید. |
||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 15:40 توسط سعید
|
|
||||
|
|
|
|||
قطعه انتخابی اینبار کمی با قطعههای گذشته فرق دارد. اینکار بدون کلام است. حسین علیزاده را همه میشناسند. استاد حسین علیزاده در سال 1330 در تهران به دنیا آمد. در هنرستان موسیقی ملی نزد هوشنگ ظریف، علی اکبر شهنازی و حبیب الله صالحی به فراگیری تار پرداخت. پس از دریافت دیپلم از هنرستان در سال 1349 به گروه موسیقی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران راه یافت و نزد اساتیدی همچون اکبر شهنازى، نورعلى برومند، یوسف فروتن، عبدالله دوامى، هوشنگ ظریف و ... فراگیری موسیقی ایرانی را ادامه داد. در دوران تحصیل با ارکستر ایرانی تالار رودکی همکاری داشت و از فصل هنری 52-1351 با گروههای مرکز حفظ و اشاعه موسیقی در جشن هنر شیراز به اجرای برنامه پرداخت. در سال 1355 به اتفاق پرویز مشکاتیان گروه عارف را تشکیل داد و برنامههای متعددی را در داخل و خارج از کشور به اجرا درآورد. علیزاده همیشه در جست و جوى راههایى بوده که دیگران نرفتهاند در این سالها استعداد خود را محدود به تقلید و تکرار فرمهاى گذشتگان نکرده و در جستوجوى راههاى تازهتر بوده است. استاد علیزاده بر خلاف بسیاری دیگر از هنرمندان که فقط به اجرای موسیقی به شکل کاملا" سنتی آن میپردازند، نوآوریهایی داشته است که از آنجمله میتوان به ابداع مقام دادوبیداد (ترکیب گوشه داد از دستگاه ماهور و بیداد از دستگاه همایون) و آلبومهایی نظیر "راز نو" با همکاری گروه همآوایان و "زمستان است" با صدای استاد شجریان و همچنین اجرای پلی فونیک آواز ایرانی ( در رازنو، آوای مهر و ...) اشاره کرد. توضیح1: مطالب فوق در مورد حسین علیزده برگرفته از وبلاگ سوتیام است. علیزاده دستی هم بر آهنگسازی موسیقی فیلم هم دارد. موسیقی فیلمهای "گبه" و "لاکپشتها پرواز میکنند" از ساختههای اوست. اخیرا هم موسیقی مجموعه تلویزیونی زیر تیغ کار حسین علیزاده بود که مورد توجه واقع شد. آلبوم معروف "نینوا" (ارکستر سازهای زهی به همراهی نی در دستگاه نوا) هم از ماندگاترین آثار موسیقی بعد از انقلاب است که حتما بارها و بارها از صدا و سیما شنیدهاید. اما قطعهای که اینبار انتخاب کردهام پیشدرآمدی است با نام خزان که در آلبوم "شورانگیز" قرار دارد. این آلبوم همکاری مشترک حسین علیزاده و گروه "عارف" و "شیدا"ست با شهرام ناظری. چند آواز و تصنیف بسیار زیبا و چند قطعه موسیقی بینهایت دلنشین و بهیادماندنی در این آلبوم هست که شنیدن این آلبوم را وسوسهانگیز میکند. پیشدرآمد خزان که در دستگاه شور اجرا شده است، بهزعم من از بهترینهای موسیقی سنتی ایران است که علیرغم زیبایی، شکوه گروهنوازی را نیز در خود دارد. یک ترکیب بند (یا ترجیعبند) عالی در موسیقی. یک قطعه که در آن تکرار میشود و در میان هر دوبار تکرار این قطعه، گفتوگوهای 2 یا 4 ساز باهم حسی عجیب به این قطعه داده است. توضیح2: جایی خوانده بودم که این آهنگ گفتوگوی باد خزان است با درختان. در اینکه شکل آهنگ شبیه گفتوگو است شکی ندارم. امیدوارم همه از این آهنگ لذت ببرید به خصوص احسان ابراهیمی که میدانم این آهنگ را خیلی دوست دارد. یادآور روزهایی که با هم این آهنگ را زمزمه میکردیم. یادش بهخیر! این آهنگ را از اینجا داونلود کنید. |
||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 12:30 توسط سعید
|
|
||||
|
|
|
|
|
گروه: موسیقی آلبوم: یک قطره دریا
این بار قطعه موسیقی انتخاب شده بهانهایست برای نوشتن در مورد یکی از ترانهسراهای ایران. امیدوارم در آینده بتوانم مفصلتر در مورد ترانه و ترانهسرایی در ایران بنویسم. ماندگاری بسیاری از آهنگها، علیرغم ملودیهای زیبا، به خاطر اشعار خوب آنهاست. "بردی از یادم"، "اشک من هویدا شد"، "کاروان"، "الهه ناز"، "شد خزان"، "مرغ سحر" و بسیاری دیگر از آهنگهای ماندگار که جزء خاطره نسلهای متوالی شدهاند، از این دست هستند. موسیقی ملی و پاپ ایران قبل از انقلاب به لطف ترانههای خوب ترانهسراهایی چون کریم فکور، معینی کرمانشاهی، بیژن ترقی، جواد آذر و دیگران سرپا بود. اما بعد از انقلاب موسیقی پاپ ایران (که عمدتا در لسآنجلس پیگیری شد) با فقر ترانه خوب مواجه شد و اگر چه هر از گاهی شعرهای قابل توجهی هم سروده شد؛ اما هیچکدام از ترانهسراها بهطور مداوم کار درخور توجه نکردند و با فراز و نشیب بسیار مواجه بودند. این امر تا آنجا پیش رفت که موسیقی پاپ در داخل کشورمان اگر چه دیر آغاز به کار کرد؛ به خاطر اشعار خوبش، به نسبت سریع جای پا باز کرد. اگر چه در اینجا هم فقر شعر خوب به چشم میآمد و پناه آوردن خوانندگان پاپ به حافظ و سعدی و مولانا فقط از سر ارادت نبود. مریم حیدرزاده، افشین سرافراز، پاکسیما، ژاکلین، مسعود فردمنش و تنی چند دیگر، برخی از معروفترین ترانهسراهای موسیقی پاپ لسآنجلسی هستند. در کارهای همه این شاعران کمابیش کارهای به نسبت خوبی هم مشاهده میشود اما همه، کارهای نازل هم دارند. در این میان اما حساب ایرج جنتی عطایی (و تا حدی شهیار قنبری) از بقیه جداست. ایرج جنتی عطایی در دیماه 1325 در مشهد متولد شده است. اگر چه تئاتر و جامعهشناسی خوانده و کارگردانی تئاتر هم میکند؛ اما عمده شهرت او به واسطه ترانههایی است که در موسیقی پاپ سروده است. به خصوص در فقر ترانه در موسیقی پاپ خارج از کشور، سهم قابل توجهی از بهترینها، سرودههای اوست. "یاور همیشه مومن"، "فریاد زیر آب"، "صدایم کن"، "مرا به خانهام ببر"، "ستارههای سربی"، "صدام کردی"، "همسفر"، "ماه پیشونی"، "به من چه"، و "کاش میشد" تنها بخشی از ترانههایی است که ایرج جنتی عطایی برای معروفترین آهنگهای پاپ سروده است و اکنون به خاطره نسلها تبدیل شدهاند. سرودههای او در ایران هم در کتابی با عنوان زمزمههای یک شب سی ساله به چاپ رسیده است. ترانه امروز، "گریه کنم یا نکنم"، از سرودههای این ترانهسراست که بیژن مرتضوی روی آن آهنگ ساخته و خود او هم خوانده است: گريه كنم يا نكنم آخر ماجرا رسيد گريه كنم يا نكنم قصه به انتها رسيد ... تو جام هدان پر می كنی من خالي از جان می شوم يك لحظه در چشمم ببين، ببين چه ويران می شوم بعد از تو با من چه كنم با من بی پناه من كجای شب پنهان شوم كجای اين عاشق شكن ... این آهنگ، عجیب با حال و هوای این روزهای من عجین است. امیدوارم شما هم از این آهنگ لذت ببرید. توضیح1: شعر این آهنگ را اینجا بخوانید. توضیح2: سایت رسمی ایرج جنتی عطایی اینجاست. توضیح3: در عکس ایرج جنتی عطایی در کنار مهدی اخوان ثالث است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 16:52 توسط سعید
|
|
||
|
|
|
|
|
گروه: موسیقی www.eslamibidgoli.ir شاعر: ادیبالممالک فراهانی خواننده: امیر آرام آهنگساز: ؟؟؟؟ آلبوم: پرواز قطعهای که اینبار انتخاب کردهام آهنگی زیبا با صدای امیر آرام است. این آهنگ یادآور روزهای پرشکوه گذشته ایران است و البته حامل اندوهی سترگ از آنچه امروز هستیم. بخشهایی از این شعر در زیر آمده است: برخیز شتربانا بر بند کژاوه کز چرخ عیان گشت همی رایت کاوه از شاخ شجر برخاست آوای چکاوه وز طول سفر حسرت من گشت علاوه بگذر به شتاب اندر از رود سماوه در دیده من بنگر دریاچه ساوه وز سینه ام آتشکده پارس نمودار مائیم که از پادشهان باج گرفتیم زان پس که از ایشان کمر وتاج گرفتیم د یهیم وسریر از گهر و عاج گرفتیم اموال و ذخایرشان تاراج گرفتیم وز پیکرشان دیبه و دیباج گرفتیم مائیم که از دریا امواج گرفتیم واندیشه نکردیم ز طوفان وزتیار مرغان بساتین را منقار بریدند اوراق ریاحین را طومار دریدند گاوان شکمخواره به گلزارچریدند گرگان ز پی یوسف بسیاردویدند تا عاقبت او را سوی بازار کشیدند یاران بفرُختندش و اغیار خریدند آوخ ز فروشنده دریغا ز خریدار افسوس که این مزرعه را آب گرفته دهقان مصیبت زده را خواب گرفته خون دل ما رنگ می ناب گرفته وز سوزش تب پیکرمان تاب گرفته رخسار هنر گونه مهتاب گرفته چشمان خرد پرده ز خوناب گرفته ثروت شده بیمایه و صحت شده بیمار ابری شده بالا وگرفته است فضا را وز دود و شررتیره نموده است هوا را آتش زده سکان زمین را و سما را سوزانده به چرخ اختر و در خاک گیا را ای واسطه رحمت حق بهر خدا را زین خاک بگردان ره طوفان بلا را بشکاف زهم سینه این ابر شرربار ... من با شنیدن این قطعه به یاد شعر زیبای آخر شاهنامه از مهدی اخوان ثالث میافتم که: "آه، دیگر ما فاتحان گوژپشت و پیر را مانیم بر به کشتیهای موج بادبان از کف دل به یاد برههای فرهی، در دشت ایام تهی، بسته تیغهامان زنگخورده، کهنه و خسته کوسهامان جاودان خاموش تیرهامان بال بشکسته ما: فاتحان شهرهای رفته بر بادیم با صدایی ناتوانتر زانکه بیرون آید از سینه راویان قصه های رفته از یادیم کس به چیزی یا پشیزی برنگیرد سکه هامان را گویی از شاهی ست بیگانه یا ز میری دودمانش منقرض گشته گاهگه بیدار میخواهیم شد زین خواب جادویی همچو خواب همگنان غاز چشم میمالیم و میگوییم: آنک، طرفه قصر زرنگار صبح شیرینکار لیک بی مرگ است دقیانوس وای ، وای ، افسوس"
امیدوارم همه از شنیدن این قطعه لذت ببرند؛ بهخصوص بیژن ساعدپناه که میدونم این کار رو خیلی دوست داره و به خواست او این آهنگ رو روی سایت گذاشتم.
توضیح: آهنگساز این قطعه را پیدا نکردم. اگر کسی میدونه اطلاع بده تا اضافه کنم.Download
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 11:17 توسط سعید
|
|
||