تبليغاتX
نیمکت
نه به شب ز هجر خوابم نه به روز صبر و تابم- - - - - - - نه شکیب و نی قرارم نه به وصل راه دارم

(Seeking Pride and Avoiding Regret in Investment Decisions)

گروه: دانش مالی و سرمایه‌گذاری

نویسنده: سعید اسلامی بیدگلی

 

توضیح: همان‌طور که در یادداشت هفته گذشته (تورش‌های رفتاری و تصمیمات سرمایه‌گذاری) اشاره کردم، به توصیه دوستانم که مشغول انتشار یک بولتن هفتگی هستند، یک سری یادداشت در مالی رفتاری برایشان می‌نویسم. این هفته قرار بوده که پیش‌شماره دوم بولتن آرمان منتشر شود. مهندس حسین فرزانگان قول داده که فایل pdf بولتن را در اختیار من قرار دهد تا من در پی‌نوشت همین یادداشت بگذارم.

 

و اما یادداشت این هفته:

 

هفته گذشته راجع به تورش‌هاي رفتاري به طور عام و اعتماد بيش از حد (Overconfidence) به‌طور خاص صحبت کردم. اما تنها اين تورش نيست که تصميمات مالي و سرمايه‌گذاري را تحت تاثير خود قرار مي‌دهد. در اين يادداشت راجع به يکي ديگر از تورش‌هاي رفتاري که سرمايه‌گذاران (و مديران سرمايه‌گذاري) را تحت تاثير قرار مي‌دهد خواهم نوشت. نکته جالب در مورد تورش مورد بحث اين هفته اين است که شرکت‌هاي سرمايه‌گذاري در ايران به شدت تحت تاثير اين مسئله هستند.

انسان‌ها از انجام کاري که براي آن‌ها پشيماني و ناراحتي[1] به همراه داشته باشد پرهيز مي‌کنند و علاقه دارند که کارهايي انجام دهند که احساس غرور[2] بياورد. پشيماني احساس ناخوشايندي است که پس از انجام اعمالي به انسان دست مي‌دهد که نتيجه مطلوب نداشه است. بر عکس حس غرور و رضايت زماني به انسان دست مي‌دهد که کاري که در گذشته انجام داده، به نتيجه مطلوبي رسيده باشد. البته بايد توجه داشت که نتيجه انجام ندادن عملي که قابل انجام بوده است نيز ممکن است همين احساس را به انسان منتقل کند. متخصصان مالي رفتاري اين دو (نتيجه حال انسان از انجام دادن و انجام ندادن عملي) را از هم جدا مي‌کنند.

همين احساس (گريز از پشيماني و جستجوي غرور) باعث مي‌شود که تمايل نداشته باشيم که سهامي که هم‌اکنون در ناحيه زيان قرار دارد را بفروشيم. . .

. . .



[1] . Regret

[2] . Pride


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 9:20  توسط سعید  | 

گروه: دانش مالي و اقتصاد

نويسنده: سعيد اسلامي بيدگلي               www.eslamibidgoli.ir

 

توضيح : دوستان من مشغول انتشار يک بولتن هفتگي با عنوان "آرمان" هستند که در مورد بورس و اوراق بهادار تهران خواهد بود و فعلا در مرحله انتشار آزمايشي (به صورت پيش شماره) است و در حقیقت اولین شماره آن امروز منتشر  می‌شود. قرار است اين بولتن يک بخش آموزشي هم داشته باشد. مهندس حسين فرزانگان (که ار قضا پسر عمه بنده هم هست) از من خواست که مطالبي براي اين نشريه بنويسم. من هم براي شماره اول درمورد تورش‌هاي رفتاري به طور عام و تورش اعتماد بيش از حد (Overconfidence) به‌طور خاص نوشتم که در زير خواهيد خواند من البته پيش از اين هم دو مقاله با عناوين "از مالي استاندار تا مالي عصبي" و "A Model for Overreaction to EPS Shocks in Financial Markets" در حوزه مالی رفتاری نوشته بودم. البته جنس اين يکي با آن‌دو فرق دارد. اين بيشتر از جنس يادداشت است تا مقاله. خوشحال خواهم شد نظرات شما را هم بدانم.

 

و اما يادداشت:

موضوع اين‌که سهامداران کاملا عاقلانه رفتار نمي‌کنند و مسايل روانشناختي روي تصميم‌گيري‌هاي آن‌ها اثر‌گذار است بر همه آشکار شده است و مباحث مالي رفتاري اين‌روزها روي شناخت اين تورش‌ها (و نه وجود يا عدم وجودشان)، اندازه‌گيري ميزان تورش‌هاي رفتاري و اثر جمعي آن (يا ناکارآيي‌هاي بازار) متمرکز شده‌اند.

خوب، اين مقدمه را نوشتم براي اين‌که بگويم که سرمايه‌گذاران بايد اين تورش‌ها را بشناسند و مطابق با شناختي که از خود دارند اقدام به معامله کنند در غير اين‌صورت بازدهي مطلوب (يا به اصطلاح علمي، بازدهي تعديل شده با ريسک) به دست نمي‌آورند. در اين‌ يادداشت يکي از معروفترين تورش‌هاي رفتاري به عنوان نمونه معرفي شده است. اين تورش خصوصيت جالبي دارد و آن اين‌ است که در افراد مطلع و با دانش، بيشتر يافت مي‌شود و منجر مي‌شود که بازدهي اين افراد در معاملات پايين بيايد. همچنين در آقايان هم بيشتر از خانم‌هاست. اين تورش اعتماد بيش از حد (Overconfidence) نام دارد.

. . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 6:26  توسط سعید  | 

گروه: متفرقه

 www.eslamibidgoli.ir

 

پی‌نوشت مناسبتی: 18 شهریور سال‌مرگ جلال آل احمد است. احمد شاملو درباره او نوشته است که:

قناعت وار ، تکیده بود.

باریک و بلند،

چون پیامی دشوار ، در لغتی.

با چشمانی از سوال و عسل

و رخساری برتافته،

از حقیقت و باد.

مردی با گردش آب.

مردی مختصر،

که خلاصه خود بود.

یادش گرامی

***

پيش از آغاز سخن اداي احترام مي‌كنم به همه ورزشكاران كاروان المپيك و به‌خصوص هادي ساعي و مراد محمدي.

. . .

زماني که مايکل فلپس پنجمين طلاي خود را از مسئولين برگزاري المپيک دريافت مي‌کرد به تنهايي از تمام طول تاريخ ورزش ايران (با همه ورزشکاران و جهان‌پهلوان‌ها و مديران ارزش‌مدارش) بيشتر مدال طلا گرفته بود. البته اکنون مجموع مدال‌هاي طلاي اين نابغه آمريکايي به 14 رسيده است. تا قبل از اين دوره بدترين رتبه تاريخ ايران در المپيك چهل و سوم بوده است كه در مسابقات 1996 آتلانتا به دست آمد. بنابراين بي‌شك اين دوره از همه دوره‌ها بدتر بوده است و ركورد آتلانتا را شكسته است.

البته برخي از مديران نيز نتايج ايران را نامطلوب نپنداشته‌اند كه براي آنان تنها خواندن پاراگراف فوق بيدار كننده خواهد بود -اگر خود را به خواب نزده باشند. برخي ديگر از مديران ورزش ايران نيز . . .

. . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 9:39  توسط سعید  |