تبليغاتX
نیمکت
نازک آرای تن ساقه گلی/ که به جانش کشتم/ و به جان دادمش آب/ ای دریغا به برم می‌شکند (تولد نيما گرامي)

www.eslamibidgoli.ir

گروه: شعر و ادبيات

شاعر: علي موسوي گرمارودي

از مجموعه: خط خون

 

 

 

 

آفتاب، لايق نيست

وگرنه مي‌گفتم

جرقة نگاه توست

. . .

باز هم محرم فرا رسيد. در اين ايام چند شعر و آهنگ كه به همين مناسبت باشد در سايت قرار خواهم داد.

امروز شعر زيباي خط خون سروده علي موسوي گرمارودي را روي سايت گذاشته‌ام. اين شعر از زيباترين‌هاي شعر سپيد فارسي و بي‌شك يكي از بهترين‌هاي ادبيات مذهبي ماست. جدا از انديشه‌هايي كه در اين اثر وجود دارد، از نگاه ادبي فصل‌هاي فوق‌العاده‌اي در شعر هست كه لذتي بزرگ در خواندن آن‌هاست:

چندان تناوري و بلند

كه به هنگام تماشا

كلاه از سر كودك عقل مي‌افتد

. . .

فصل پاياني شعر بسيار زيباست:

پايان سخن

پايان من است

تو انتها نداري.

علي موسوي گرمارودي شاعر متولد سال 1320 در زمينه شعر سپيد چند اثر مطرح دارد؛ اما عمده آثار او در سايه سه اثر خط خون، حماسه درخت و شعر باقي مانده است. اميدوارم در فرصتي، از ديگر آثار اين هنرمند هم روي سايت بگذارم و در مورد ايشان بيشتر بنويسم.

شعر زيباي خط خون را از اين‌جا داونلود كنيد و لذت ببريد با اين توضيح كه بخش‌هايي از شعر را كه بيشتر دوست داشته‌ام با حروف ضخيم‌تر (Bold) نوشته‌ام.

 

توضيح:‌ مينياتور كشيده شده اثر استاد محمود فرشچيان است و عصر عاشورا نام دارد.

                                                    www.eslamibidgoli.ir  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 18:7  توسط سعید  | 

زمان: یکشنبه 23 دی ساعت 13:15

مکان: دانشگاه امام صادق

 

قرار است روز یکشنبه بیست و سوم دی‌ماه ساعت 13:15 در مورد رویدادپژوهی در تحقیقات مالی صحبت کنم. در این سخنرانی که در دانشگاه امام صادق برگزار خواهد شد، مباحثی همچون کارآیی بازار، شیوه‌های آزمون کارآیی و به‌خصوص روش رویدادپژوهی مورد بحث قرار خواهد گرفت و پس از آن مقاله معروف The Adjustment of Stock Prices to New Information مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت. این مقاله نوشته چهار اندیشمند بزرگ دانش مدیریت مالی (فاما، فیشر، جنسن و رول) است و یکی از مقالات مهم تاریخ فاینانس محسوب می‌شود.

علاقه‌مندان به حضور در این برنامه حداکثر تا یکشنبه صبح ساعت 8 با من تماس بگیرند. ضمنا لازم به ذکر است که چون سمینار در دانشگاه امام صادق برگزار می‌شود، فقط آقایان می‌توانند در جلسه شرکت کنند. قرار بر این شده که یکشنبه در جلسه‌ای خصوصی‌تر با تعدادی از دانشجویان دکتری در دانشگاه تهران هم راجع به همین موضوع بحثی داشته باشیم. دوستان می‌توانند با اطلاع در آن جلسه هم شرکت کنند.

 

توضيح 1: مقاله فاما و ديگران را از اين‌جا داونلود کنيد.

توضیح 2: اسلایدها را هفته آینده روی سایت خواهم گذاشت.

توضیح 3: برای اطلاع از طریق ایمیل یاهوی من (saeedsb@yahoo.com) اقدام کنید و شماره تماس هم در ایمیلتان بگذارید تا با داشگاه هماهنگ شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 12:16  توسط سعید  | 

عنوان: بزرگداشت مولانا؛ پاسداشت ناظری

گروه: موسيقی

نويسنده:‌سعيد اسلامي بيدگلی

 تاريخ: 11/10/1386

 

 

 

يك:

آغاز سال 2008 ميلادي را به همه دوستانم تبريك مي‌گويم و اميدوارم جهان امسال آرام‌تر  و مهربان‌تر از سال پيش باشد.

 

دو:

سالي كه گذشت (2007) به مناسبت هشت‌صدمين سال تولد مولانا به نام اين شاعر بزرگ و نام‌دار ايراني (كه البته اكنون ديگر در بسياري نقاط جهان به عنوان شاعر ترك شناخته مي‌شود.)، مولانا جلال‌الدين محمد بلخي، نام‌گذاري شده بود. در اين نوشتار كوتاه قصد ندارم به مدح اين شاعر توانا بپردازم، كه قلم ناچيز من در وصف بزرگاني همچون مولانا و حافظ و سعدي الكن است؛ بزرگاني كه چند صدسال پس از مرگشان همچنان بر بلنداي انديشه و حكمت قرار دارند و يادشان پس از اين سال‌ها همچنان كه از بسياري دانشمندان و انديشمندان گذشته ياد مي‌كنيم تنها به‌خاطر بزرگي گذشته‌شان نيست، بلكه به خاطر عظمت بينهايتي است كه با سطح دانش و انديشه امروز هم بزرگ و بي‌كرانه جلوه نموده است. در اين مورد اوصاف گوته (انديشمند بزرگ آلماني)‌ در مورد حضرت حافظ، گفته‌هاي آنه ماري شيمل (شرق‌شناس معروف برنده جايزه نوبل) در مورد حضرت مولانا و يا ارادات و اظهار كوچكي احمد شاملو (شاعر بزرگ هم‌عصرمان) به توانايي‌هاي ادبي حضرات حافظ وسعدي روشنگرتر از اشارات من خواهد بود. ظريفي مي‌گفت اگر اين سه زنده بودند، تنها از حق چاپ مجدد كتاب‌هايشان جزو ثروتمندترين‌هاي جهان بودند. شوخي نيست چند صد سال كتابها‌يتان چاپ شود و اكنون نيز تنها به عنوان يك گنجينه تاريخي به آن نگاه نشود؛ بلكه هنوز جزء بهترين‌ها باشد. بسياري از ما از چاپ مقاله‌مان و يا اشاره مجدد به نوشته‌هايمان توسط ديگران، سر از پا نمي‌شناسيم (خودم را مي‌گويم).

سال 2007 ميلادي، سالي بود كه همه سازمان‌هاي بين‌المللي فعال در امور هنري و فرهنگي و بسياري از NGOها و مراكز فرهنگي جهان به بزرگداشت حضرت مولانا پرداختند و البته نيازي به اشاره نيست كه مسئولان فرهنگي و نهادهاي فرهنگي و دانشگاه‌هاي ايران، باز هم از قافله جاماندند!!!

 

سه:

مولاناي بزرگ زنده نبود كه از او تقدير به عمل آورند و انواع مدال‌ها و مدارج و مدارك افتخاري را تقديم او كنند. از اين‌رو در اين سال از بسياري از انديشمندان و هنرمنداني كه طي سال‌ها در راه اعتلاي نام اين شاعر تلاش كرده بودند، تقدير كردند. در عرصه موسيقي نيز نام شهرام ناظري (كه همه مي‌دانيد من چه‌قدر صدايش را دوست دارم) با مولوي گره خورده است. ناظري از سال‌ها پيش تلاش كرد كه با همه مخالفت‌هايي كه مي‌شد با نوعي از موسيقي كه موسيقي عرفاني خوانده مي‌شود، الحان حماسي را در آواز و تصنيف‌خواني وارد كند. شايد بسياري از شما مخالفت استاد غلامحسين بنان (كه از بزرگترين‌هاي تاريخ موسيقي اين مرزو بوم است.) با شهرام ناظري را شنيده باشيد كه به او توصيه مي‌كند از شعر و لحن حماسي در آواز استفاده نكند.

طي اين سال‌ها، شهرام ناظري اگر چه از آثار بسياري ديگر از شاعران را نيز در كارهاي خود به كار برده است (حتي در گل صد برگ كه به مناسبت هشت‌صدمين سال (قمري) تولد مولانا بود چند شعر از حافظ هم اجرا شده است) اما بيش از همه از اشعار مولانا استفاده كرده است. از اين‌رو سال 2007 براي شهرام ناظري هم سال پركار و مشغله‌اي بود. اجراهاي مختلف در سرتاسر جهان و شركت در مراسم مختلف كه براي بزرگداشت مولانا برگزار مي‌شد، نام او را بيش از پيش بر سر زبان‌ها انداخت. او در اين سال جوايز و تقديرنامه‌هاي فراوان دريافت كرد كه از جمله مي‌توان به نشان يونسكو، نشان بسيار پراهميت شواليه (فرانسه) و انتخاب به عنوان بهترين آهنگساز سبك world music از طرف مجله لس‌آنجلس تايمز اشاره كرد. شهرام ناظري كه پيش از اين با لقب بلبل ايران خوانده مي‌شد، هم اكنون لقب شواليه شرق را به دنبال خود دارد.

جاي تأسف است كه در تقدير از اين هنرمند هم مسئولان فرهنگي و هنري ايران و حتي دانشگاه‌ها  و مراكز پرادعاي غير دولتي، صدها گام از دنيا عقب بودند.

 

چهار:

اين‌بار تصميم گرفتم كه تنها براي بزرگداشت نام مولانا جلال‌الدين محمد بلخي و پاسداشت سال‌ها فعاليت شهرام ناظري و اداي دين به آن‌ها، دو اثر موسيقي را روي سايت بگذارم.

 

اولين اثر كاري است از آلبوم بسيار زيباي يادگار دوست. اين آلبوم نيز همراه گل صد برگ در سال 1364 و به مناسبت هشت‌صدمين سال تولد مولانا انتشار يافت. ناظري در اين آلبوم كه حاصل همكاري مشتركش با كامبيز روشن‌روان است، دوبيتي‌هاي مولانا را خوانده است. در سرتاسر اين آلبوم بسيار زيبا اشعار مولانا توسط عبدالله آقازده و همراهي بي‌نظير موسيقي دكلمه مي‌شود و در بخش‌هايي از آلبوم صداي شهرام ناظري اين سمفوني زيبا را تكميل مي‌كند. قطعه‌اي كه اين‌بار انتخاب كردم از بهترين تصنيف‌هاست. فقط يادآور مي‌شوم كه به‌خاطر اين‌كه به فضاي موسيقي لطمه‌اي نخورد مجبور شدم فرود قطعه قبل را نيز در ابتداي اين آهنگ بياورم.

 

دومين اثر اما از آلبوم آتش در نيستان انتخاب شده است. ناظري سه سال پس از تجربه موفق همكاري با جلال ذوالفنون در گل صد برگ، آلبوم آتش در نيستان را با همان گروه منتشر كرد كه اين دو آلبوم بي شك از بهترين‌هاي سه‌تارخواني موسيقي ما هستند. قطعه انتخاب شده كاري بسيار زيبا از ساخته‌هاي جلال ذوالفنون است که تنظیم برای آواز آن توسط خود شهرام ناظری انجام شده است. این قطعه با قطعه ضربي‌اي ساخته جلال ذوالفنون همراه شده است که اين قطعه نيز فوق‌العاده است.

قطعه اول را از اين‌جا داونلود كنيد و لذت ببريد.

قطعه دوم را از اين‌جا داونلود كنيد و لذت ببريد.

توضیح: مینیاتور کشیده شده از مولانا اثر محمد تجویدی است.

                                       www.eslamibidgoli.ir                                                                                            

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 17:24  توسط سعید  | 

گروه: شعر و ادبیات

نویسنده: سعید اسلامی بیدگلی       www.eslamibidgoli.ir

 

 

توضیح: این داستان در تاریخ 5 دی‌ماه 1383 (اولین سال‌روز زلزله بم) نوشته شده است.

 

يكشنبه  7/10/1382 ترمينال مخروبه بم:

شهر با چهار روز پيش كه من بم بودم خيلي فرق كرده. همه چيز به هم ريخته. حتي اگر شهر رو بشناسي امكان نداره بتوني مكان خودتو توي شهر پيدا كني. زلزله اينجا رو هم تخريب كرده. چيزي از ترمينال شهر باقي نمونده. فكر نمي كنم كسي زير اين همه آوار زنده مونده باشه... .  صداي سگ‌هاي زنده ياب افكارمو به هم ريخت. به سمت صدا دويدم. قبل از من دو نفر ديگر از گروه امداد اونجا بودن. يك شال سبز از زير آوار بيرون بود. بعد از كلي تلاش جسد غير قابل تشخيص پير مردي رو از زير آوار بيرون كشيديم. احساس عجيبي بهم دست داد. با اينكه از ديروز خيلي جسد ديده بودم اما اين يكي شايد به خاطر رنگ آشناي شالش .... شايد هم خيلي خستهام و ديدن اين همه صحنه رقت بار باعث دلزدگيم شده. تصميم گرفتم به تهران برگردم.

 

سه شنبه 9/10/1382 ميدان انقلاب تهران

-         آقا سلام !

-         سلام !

-         من از شهرستان اومدم. اينجا كيفمو زدن ميخوام برگردم. پول ندارم. اگه ميتوني كمكم كن جاي دوري نميره.

-         ولم كن آقا حوصله ندارم.

-         آقا به خدا آدرس بدي پولتو برات ميفرستم.

-         برو از يكي ديگه بگير. من پول خورد همرام نيست.

سرعتمو زياد كردم كه ازش فاصله بگيرم. اما دوباره همون احساس عجيب بم بهم دست داد. سرم گيج رفت. انگار يه چيزايي داره يادم مياد:

  

 "پنجشنبه 4/ 10/1382 ترمينال بم:

-         آقا مي‌شه يه كم پول بهم بدي من برگردم شهرمون؟

-         برو از يكي ديگه بگير من پول خورد ندارم.

در حاليكه از من دور مي‌شد برگشتم. انگار داشت همين تقاضا رو از كس ديگه اي مي‌كرد. فقط شال سبزش تو خاطرم موند و ....

 

سه شنبه 9/10/1382 ميدان انقلاب تهران

-         آهاي آقا بيا

 

فایل pdf داستان را از این‌جا داونلود کنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 11:19  توسط سعید  |