تبليغاتX
نیمکت
نازک آرای تن ساقه گلی/ که به جانش کشتم/ و به جان دادمش آب/ ای دریغا به برم می‌شکند (تولد نيما گرامي)

گروه: موسیقی                                              www.eslamibidgoli.ir

شاعر: ادیب‌الممالک فراهانی

خواننده: امیر آرام

آهنگساز: ؟؟؟؟

آلبوم: پرواز

قطعه‌ای که این‌بار انتخاب کرده‌ام آهنگی زیبا با صدای امیر آرام است. این آهنگ یادآور روزهای پرشکوه گذشته ایران است و البته حامل اندوهی سترگ از آن‌چه امروز هستیم. بخش‌هایی از این شعر در زیر آمده است:

برخیز شتربانا بر بند کژاوه                              کز چرخ عیان گشت همی رایت کاوه

از شاخ شجر برخاست آوای چکاوه                وز طول سفر  حسرت من گشت علاوه

بگذر به شتاب اندر از رود  سماوه                         در دیده من بنگر   دریاچه ساوه

وز سینه ام آتشکده پارس نمودار

مائیم که از پادشهان باج گرفتیم                  زان پس که از ایشان کمر وتاج گرفتیم

د یهیم وسریر از گهر و عاج گرفتیم                       اموال و ذخایرشان  تاراج گرفتیم

وز پیکرشان دیبه و دیباج  گرفتیم                          مائیم که از دریا امواج گرفتیم

واندیشه نکردیم ز طوفان وزتیار

مرغان بساتین را منقار بریدند                               اوراق ریاحین را طومار دریدند

گاوان شکمخواره به گلزارچریدند                         گرگان ز پی یوسف بسیاردویدند

تا عاقبت او را سوی بازار کشیدند                        یاران بفرُختندش و اغیار خریدند

آوخ ز فروشنده دریغا ز خریدار

افسوس که این مزرعه را آب گرفته                      دهقان مصیبت زده را خواب گرفته

خون دل ما رنگ می ناب گرفته                          وز سوزش تب پیکرمان تاب گرفته

رخسار هنر گونه مهتاب گرفته                           چشمان خرد پرده ز خوناب  گرفته

ثروت شده بی‌مایه و صحت شده بیمار

ابری شده بالا وگرفته است فضا را                    وز دود و شررتیره نموده است هوا را

آتش زده سکان زمین را و سما را                 سوزانده به چرخ اختر و در خاک گیا را

ای واسطه رحمت حق بهر خدا را                       زین خاک بگردان ره طوفان بلا را

بشکاف زهم سینه این ابر شرربار ...

من با شنیدن این قطعه به یاد شعر زیبای آخر شاهنامه از مهدی اخوان ثالث می‌افتم که:

"آه، دیگر ما

 فاتحان گوژپشت و پیر را مانیم

 بر به کشتی‌های موج بادبان از کف

 دل به یاد بره‌های فرهی، در دشت ایام تهی، بسته

 تیغهامان زنگ‌خورده، کهنه و خسته

کوس‌هامان جاودان خاموش

 تیرهامان بال بشکسته

ما:

 فاتحان شهرهای رفته بر بادیم

با صدایی ناتوان‌تر زانکه بیرون آید از سینه

 راویان قصه های رفته از یادیم

 کس به چیزی یا پشیزی برنگیرد سکه هامان را

گویی از شاهی ست بیگانه

  یا ز میری دودمانش منقرض گشته

  گاهگه بیدار می‌خواهیم شد زین خواب جادویی

 همچو خواب همگنان غاز

  چشم می‌مالیم و می‌گوییم: آنک، طرفه قصر زرنگار صبح شیرینکار

 لیک بی مرگ است دقیانوس

 وای ، وای ، افسوس"

 

امیدوارم همه از شنیدن این قطعه لذت ببرند؛ به‌خصوص بیژن ساعدپناه که میدونم این کار رو خیلی دوست داره و به خواست او این آهنگ رو روی سایت گذاشتم.

 

توضیح: آهنگساز این قطعه را پیدا نکردم. اگر کسی میدونه اطلاع بده تا اضافه کنم.Download                                                                                                

www.eslamibidgoli.ir                                                                

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 11:17  توسط سعید  | 

گروه: یادداشت های مالی (و اقتصادی)                     www.eslamibidgoli.ir

 

 

قصد داشتم در بخش یادداشت‌های مالی و اقتصادی فقط به مطالب علمی بپردازم؛ اما زمانی که می‌خواستم راجع به مفهوم آربیتراژ (که در بسیاری از کتاب‌ها به اشتباه تعریف شده و یا انواع آن به‌خوبی تعریف نشده‌ است) بپردازم، تصمیم گرفتم ابتدا راجع به انتشار اوراق مشارکت توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی بنویسم تا هم مفهوم آربیتراژ کمی بیشتر درک شود و هم تحلیلی باشد بر یکی دیگر از  سیاست‌های نادرست بانک مرکزی. یادداشت آینده را به تعریف درست آربیتراژ و انواع آن اختصاص خواهم داد.

 

انتشار اوراق مشارکت توسط بانک مرکزی یکی از ابزارهای کنترل نقدینگی در جامعه است که البته در ایران از سال 1379 مجوز چنین امری برای بانک مرکزی صادر شد و تا قبل از آن تنها برای پروژه‌های خاص (مثلا طرح نواب) اجازه انتشار اوراق مشارکت داده می‌شد!!

 

نکته جالب در انتشار اوراق مشارکت بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران این است که در سال گذشته حدود نیمی از اوراق منتشر شده (که به عنوان ابزار بدون ریسک هم محسوب می‌شود) بدون مشتری باقی ماند. یعنی این اوراق از جذابیت کافی برای سرمایه‌گذاران برخوردار نبود. در حالی‌که گفته می‌شود نقدینگی ایران در سال 1385 حدود 920 هزار میلیارد ریال بوده است؛ فروش 11 هزار میلیاردی اوراق مشارکت بانکی نشان‌دهنده این است که بانک مرکزی تنها توانسته کمی بیشتر از 1 درصد نقدینگی کشور را جمع‌آوری کند. دانستن نرخ رشد 39.4% نقدینگی در سال گذشته مشخص می‌کند که بانک مرکزی تا چه حد در این امر موفق بوده است.

 

از این‌رو برای سال جاری بانک مرکزی تصمیم گرفته است که برای جذابیت بیشتر، اوراق مشارکت خود را با همان نرخ سال گذشته (15.5%) منتشر کند و همسو با سیاست کاهش نرخ بهره بانکی آن‌را کاهش ندهد. جدای از اثراتی که تصویب و انتشار اوراق مشارکت با این نرخ بر حجم سپرده‌های بانکی خواهد گذاشت، نگاهی به تفاوت نرخ سود بانکی (که البته مشکلات آن مشخص شده است و دولتمردان در پی راهکاری برای آن هستند) و نرخ سود اوراق مشارکت نشان‌دهنده یک فرصت آربیتراژی است. فرض کنید که نرخ سود وام‌های بانکی کاهش یابد و به 12% برسد. آنگاه نرخ سود اوراق مشارکت بانکی و نرخ بهره وام‌ها 3.5% تفاوت خواهد داشت که باتوجه به سپر مالیاتی بهره وام (بهره وام جزء هزینه‌های قابل قبول مالیاتی است و موجب کاهش سود حسابداری و مالیات شرکت می‌شود.) و معافیت مالیاتی سود اوراق مشارکت این اختلاف به بیش از 4.5 درصد می‌رسد. فرض کنید یک نفر طرحی دارد که توانایی تامین مالی آن را هم داراست اما می‌تواند روی این طرح 1 میلیارد تومان وام بگیرد. در این صورت می‌تواند این وام گرفته شده را صرف خرید اوراق مشارکت کند، از سود اوراق مشارکت بهره وام را بدهد و سالانه حدود 45 میلیون تومان هم اضافه برای خودش باقی بماند؛ بدون این‌که حتی یک ریال سرمایه گذاشته باشد و ریسکی را متحمل شده باشد. این همان مفهوم آربیتراژ است. (البته یکی از انواع آبیتراژ) در این صورت هم وام داده شده به طرح تخصیص پیدا نکرده است هم نقدینگی جذب نشده است و هم رانت ایجاد شده است و ...

 

 بحث در مورد درستی یا نادرستی کاهش دستوری بهره بانکی در این مجال نمی‌گنجد، اما  مسلم این است که اوراق بازارهای پول و سرمایه باید با دقت طراحی شود تا هم جذابیت لازم را داشته باشد و هم به ایجاد چنین فرصت‌هایی منجر نشود. چنین اشتباهات بزرگی در طراحی، نه تنها به تخصیص بهینه سرمایه‌ها نمی‌انجامد بلکه سیستم بانکی را هم با مشکلات بزرگی مواجه خواهد ساخت؛ هر چند زمزمه‌هایی بر اصلاح سود بانکی 12 درصدی به گوش می‌رسد که خود باز هم جای تامل بسیار دارد.

 

                                                                                      www.eslamibidgoli.ir

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 10:16  توسط سعید  | 

گروه: معرفي کتاب

 

تاسيان عنوان مجموعه‌اي تازه چاپ شده از اشعار نوپردازانه هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سايه) است که توسط نشر کارنامه به طبع رسيده است. هر چند در اين نوشتار قصد ندارم به معرفي هوشنگ ابتهاج بپردازم و در نوشته‌اي جداگانه و مفصل از او و آثارش خواهم گفت؛ اما ذکر چند نکته در مورد اين شاعر بزرگ خالي از لطف نخواهد بود و به معرفي بهتر تاسيان هم کمک خواهد کرد.

سايه بي‌شک بزرگترين غزلپرداز معاصر ايران است و در اين راه از همه غزلسرايان ديگر همچون شهريار، سيمين بهبهاني، حسين منزوي، محمدعلي بهمني و ديگران پيشي گرفته است. مرتضي کاخي در مقدمه کتاب "روشن‌تر از خاموشي" (که از بهترين مجموعه‌هاي انتخابي از اشعار معاصر ايران است) در مورد ابتهاج نوشته که: سايه يک نوانديش کهن‌پرداز غزلسراي غزلباره است". هر چند اشعار نو سايه عظمتي همچون غرلهاي او ندارد اما باز هم پر است از ايده‌هاي ناب و قطعه‌هاي کلامي زيبا. تاسيان مجموعه‌اي از اشعار نوي هوشنگ ابتهاج از سال 1325 تا 1380 است. در اين مجموعه اشعار معروفي همچون گاليا و ارغوان و بسياري ديگر از اشعاري که قبلا هم به چاپ رسيده بودند هم به چشم مي‌خورد. در زير تنها دو شعر کوتاه از تاسيان آورده‌ام. اميدوارم لذت ببريد:

 

 

1.      کوچ (صفحه 179)

 

نقشي که باران مي‌زند بر خاک

خطي پريشان

 از سرگذشت تيره ابر است،

ابري که سرگردان به کوه و دشت مي‌رانَد

تا خود کدامين جويبارش خرد

روزي به دريا بازگردانَد.

 

2.      فلق (صفحه 147)

 

اي صبح!

          اي بشارت فرياد!

امشب خروس را

در آستانِ آمدنت

                   سربريده‌اند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 17:49  توسط سعید  | 

گروه: شعر (و ادبیات)

شاعر: فروغ رئوفی

اولین شعری که در این وب‌سایت گذاشته شده است شعری بسیار زیبا از یک شاعر جوان و گمنام است. شاعری که البته آینده‌ای بینهایت روشن پیش رو دارد. اغراق نمی‌کنم که به غیر از هوشنگ ابتهاج اشعار هیچ شاعر زنده‌ای را به اشعار فروغ رئوفی ترجیح نمی‌دهم (از تک شعرهای شاهکار بگذریم). در شعرهای فروغ ایده‌های استثنایی وجود دارد:

"دستی مرا گره‌گره به تو می‌بافد

          دستی دوباره نقش تو را بر من

                   نقش مرا به دست‌های تو می‌بافد."

یا این قطعه که از شاهکارهای اوست:

"ستایشم نمی‌کنی، اگرچه . . .

نمی‌دانی

هزار بار دیگر اگر زاده می‌شدم

بی‌شک،

هزار بار از این بیشتر تو را می‌خواست

                                      ـ دلم ـ

                                                که تنگ‌ترین اتفاق دنیا بود"

فروغ رئوفی متولد 1363 است و در دانشگاه تهران آمار خوانده است. مدت زیادی نیست که به طور جدی به شعر پرداخته است اما در همین مدت کوتاه اشعار ماندگاری خلق کرده است که در ادامه یادداشت‌هایم در مورد شعر، از آن‌ها نقل خواهم کرد و از خودش هم بیشتر خواهم گفت. ضمنا اشعاری که در این وب‌سایت می‌آید با اجازه فروغ و برای اولین بار انتشار می یابد.

برای اولین شعر کاری از او را انتخاب کرده‌ام با عنوان "مرا شبیه خودت کن" که فصل پایانی این شعر هم از شاهکارهای اوست:

مرا شبیه خودت کن!

هراس دارم از تجسم تنهایی؛

از این‌که شهر خالی از حضور تو باشد؛

و آسمان نتواند تو را نفس بکشد.

مرا شبیه خودت کن!

که از تصور دنیای بی‌تو:

                             می‌ترسم . . . .

امیدوارم از این شعر لذت ببرید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 17:23  توسط سعید  | 

گروه: يادداشت‌هاي مالي (و اقتصادي)

نويسنده: سعيد

:در بسیاری از تحقیقات مالی توزیع داده‌ها نرمال فرض می‌شود. همچنین در بسیاری تحقیقات دیده‌ایم که از لگاریتم بازده و یا قیمت استفاده شده است. علت چنین مسئله‌ای را باید در قضیة حدمرکزی  جستجو کرد. در ادامه یادداشت‌های ریاضیات مالی، در این نوشته مروری خواهم داشت بر مفهوم قضیة حد مرکزی و کاربردهای آن در مدیریت مالی. همچنین محدودیت‌های استفاده از این قضیه را هم به اجمال توضیح خواهم داد.

 قضیة حد مرکزی: توزیع میانگین تعداد زیادی متغیر تصادفی، نرمال (یا به طور کلی متقارن) است حتی اگر توزیع خود متغیرها نرمال نباشد.

برای ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید.

توضيح1: اين مطلب در شماره 12 نشريه الکترونيکي متسا به چاپ رسيده است.

توضیح2: بخش زیادی از مطالب این نوشته برگرفته از کتاب FAQs in Quantitative Finance نوشته Paul Wilmott می‌باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 15:18  توسط سعید  | 

سرانجام پس از مدت‌ها وب‌سايت من (www.eslamibidgoli.ir) هم آغاز به کار کرد. خداوند را از اين سوي سپاسگزارم. تشويق‌هاي امير تقي خان تجريشي در اين امر موثر بود. از او هم ممنونم. طراحي و اجراي اين وب‌سايت هم بر عهده امير حسين فراهاني بوده است. از تلاش امير حسين هم قدرداني مي‌کنم.

اما در مورد اين وب‌سايت و وب‌لاگ بايد بگم که پست‌هاي آخر وب‌لاگ در همين صفحه اصلي خواهد بود و براي ديدن ساير مطالب مي‌تونيد به وبلاگ مراجعه کنيد. هنوز طراحی بخش‌هایی از سایت (از جمله وب‌لاگ) انجام نشده است و به محض انجام در همین صفحه به اطلاع دوستانم خواهم رساند.

 سعي مي‌کنم هر هفته يک يادداشت در مورد دانش مديريت مالي بنويسم که اين هفته آخرين يادداشتم رو با عنوان "کاربرد قضيه حد مرکزي در مديريت مالي" که در شماره 12 نشريه الکترونيکي متسا چاپ رسيده، آوردم.

در ادامه در مورد يک قطعه موسيقي خواهم نوشت و موسيقي‌هاي خاطرهانگيزي را براي دانلود خواهم گذاشت. در هفته اول، موسيقي زيباي "ایران" با صداي "فرشاد جمالي" را گذاشته‌ام.

هميشه در همين صفحه اول مطلبي در مورد شعر و ادبيات خواهم نوشت. اين اولين هفته با يکي از زيباترين شعرهاي يک شاعر گم‌نام اما بي‌نهايت پراستعداد مزين شده است. از اين شاعر بيشتر و بيشتر خواهم نوشت اما در ميانه معرفي اشعار او از ديگر بزرگان شعر و ادبيات فارسي هم خواهم نوشت. (از همين حالا ميگم هفته ديگه يک شعر از مجموعه تازه تجديد چاپ شده هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سايه) خواهم گذاشت و البته اون مجموعه رو معرفی هم خواهم کرد.)

يک سري يادداشت متفرقه و يک سري هم از مطالب ساير وب‌سايت‌ها، وب‌لاگ‌ها، روزنامه‌ها خواهم گذاشت. از همينجا اعلام مي‌کنم که مشتاقانه منتظر مطالب دوستان خوبم هستم که روي اين وب‌سايت (يا وب‌لاگ) بگذارم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 15:16  توسط سعید  |